diffused

[ایالات متحده]/di'fju:zd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پراکنده، پخش شده
v. باعث پخش، گسترش و انتقال شدن

عبارات و ترکیب‌ها

diffused light

نور پراکنده

جملات نمونه

A drop of milk diffused in the water.

قطره‌ای از شیر در آب پخش شد.

MRI enhancement scanning found abnormally diffused piamater enhancement in 3 cases.

اسکن افزایش MRI افزایش غیرطبیعی پياماتر را در 3 مورد نشان داد.

This paper deals with RE-B-Al diffused into the armco iron using pasty method.

این مقاله به بررسی RE-B-Al می‌پردازد که با استفاده از روش خمیری در فولاد آرمکو پخش شده است.

Denisov smiled, pulled out of his sabretache a handkerchief that diffused a smell of scent, and put it to Nesvitsky's nose.

دنیوسوف لبخند زد، یک دستمال از غلاف شمشیر خود بیرون آورد که بوی عطر از آن پخش می‌شد و آن را به بینی نسوفسکی نزدیک کرد.

Conclusion Diffused erythema in neck and/or perineum,radiated rhagas around mouth,skin pain were helpful to diagnose SSSS.

نتیجه‌گیری: بثورات پوستی منتشر در گردن و/یا ناحیه تناسلی، رگ‌های شعاعی در اطراف دهان و درد پوستی به تشخیص SSSS کمک کردند.

The scent diffused throughout the room.

بوی خوش در سراسر اتاق پخش شد.

The news quickly diffused among the students.

اخبار به سرعت در بین دانش آموزان پخش شد.

The sunlight diffused through the clouds.

نور خورشید از میان ابرها پخش شد.

The color diffused into the fabric.

رنگ در پارچه پخش شد.

The heat diffused from the fireplace.

گرما از شومینه پخش شد.

The music diffused through the entire building.

موسیقی در کل ساختمان پخش شد.

The aroma diffused from the kitchen.

عطر از آشپزخانه پخش شد.

The tension diffused as they talked it out.

با صحبت کردن در مورد آن، تنش از بین رفت.

The happiness diffused from her smile.

شادی از لبخند او پخش شد.

The energy diffused as the day went on.

با گذشت روز، انرژی تحلیل رفت.

نمونه‌های واقعی

Outdoors there is very good air circulation that will quickly diffuse the virus particles.

در فضای باز، تهویه هوای بسیار خوبی وجود دارد که به سرعت ذرات ویروس را پراکنده می کند.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

So all life on earth relies on diffusion.

بنابراین، همه حیات روی زمین به انتشار متکی است.

منبع: Kurzgesagt science animation

Cell membranes allow for diffusion of certain molecules.

غشاهای سلولی به انتشار مولکول های خاص اجازه می دهند.

منبع: Kurzgesagt science animation

At this point the tension must fall or be diffused.

در این مرحله، تنش باید کاهش یابد یا پراکنده شود.

منبع: Learning charging station

Rescue operations continue in Malawi after Cyclone Freddy diffused, leaving hundreds dead and tens of thousands displaced.

عملیات امداد و نجات در مالی همچنان ادامه دارد پس از اینکه طوفان Freddy پراکنده شد و صدها نفر کشته و ده هزاران نفر آواره شدند.

منبع: CRI Online March 2023 Collection

It's diffused a little bit. It's not squarely on you. - Yeah. Yeah.

کمی پراکنده شده است. به طور کامل به شما بستگی ندارد. - بله. بله.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And their diffuse layout necessitated car travel.

و طرح پراکنده آنها نیاز به سفر با خودرو داشت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And then the magic of diffusion happens.

و سپس جادوی انتشار اتفاق می افتد.

منبع: Kurzgesagt science animation

At certain scales diffusion is just too slow to keep cells alive.

در مقیاس های خاص، انتشار بسیار کند است تا سلول ها زنده بمانند.

منبع: Kurzgesagt science animation

We have focused and diffused thinking.

ما تفکر متمرکز و پراکنده داشته ایم.

منبع: Scientific Learning Method

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید