dense forest
جنگل متراکم
dense fog
مه غلیظ
dense population
جمعیت متراکم
dense urban area
منطقه شهری متراکم
dense packing
بستهبندی متراکم
dense concrete
بتن متراکم
dense glass; a dense fog.
شیشه متراکم؛ مه متراکم
a dense, bushy plant.
یک گیاه متراکم و انبوه
a dense tangle of spinney
یک تله متراکم از چرخند
a dense grey blanket of cloud.
یک پتو خاکستری متراکم از ابر
the plant will develop into a dense bush.
گیاه به یک بوته متراکم تبدیل خواهد شد.
an estuary dense with marine life.
تنگه ای متراکم با حیات دریایی
A dense fog lay around.
مه متراکم در اطراف قرار داشت.
Dyewood is a dense Indian hardwood.
چوب سرخ یک چوب سخت هندی متراکم است.
dense clouds of smoke and toxic vapour.
دود و گازهای سمی متراکم
Dense fog veiled the bridge.
مه متراکم پل را پوشاند.
We entered a dense forest.
ما وارد یک جنگل متراکم شدیم.
a piece with a dense choral texture
قطعهای با بافت کرال متراکم
chimneys exhaling dense smoke.
دودکشها دود غلیظ را بیرون میدهند.
The danger of shipwreck is much greater in dense fog.
خطر غرق شدن در مه متراکم بسیار بیشتر است.
the narrow streets were dense with merry throngs of students.
خیابان های باریک مملو از جمعیت شاد دانش آموزان بود.
We slashed through the dense jungle.
ما از میان جنگل متراکم عبور کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید