diffuse

[ایالات متحده]/dɪˈfjuːs/
[بریتانیا]/dɪˈfjuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پراکنده، تابش
vt. & vi. گسترش دادن، انتشار دادن، نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

diffuse reflectance

بازتاب پراکنده

diffuse reflection

بازتاب پراکنده

diffuse light

نور پراکنده

جملات نمونه

a diffuse historical novel;

یک رمان تاریخی پراکنده;

diffuse malignancies such as leukaemia.

تومورهای منتشر مانند لوسمی.

A drop of milk diffused in the water.

قطره‌ای شیر که در آب پخش شده است.

The sun diffuses light and heat.

خورشید نور و گرما را منتشر می‌کند.

the diffuse community which centred on the church.

جامعه پراکنده که حول کلیسا متمرکز شده بود.

There was a diffuse diplotene stage during meiosisⅠof PMC .

در طول میوز I از PMC یک مرحله دیپلتن پراکنده وجود داشت.

Direct light is better for reading than diffuse light.

نور مستقیم برای خواندن بهتر از نور پراکنده است.

Religion is a diffuse topic liable to unending disputation whereas theism is not.

دین یک موضوع پراکنده که مستعد بحث بی‌پایان است، در حالی که این‌الله نیست.

she developed malaise, fever and myalgia followed by a diffuse nonpruritic exanthem.

او دچار بی‌حالی، تب و میوزکل شد که با یک بثورات پوستی منتشر و غیرخارش‌دار همراه بود.

MRI enhancement scanning found abnormally diffused piamater enhancement in 3 cases.

اسکن افزایش MRI افزایش غیرطبیعی پياماتر را در 3 مورد نشان داد.

Chest auscultation usually reveals scattered to diffuse crackles and rhonchi.

گوش دادن به قفسه سینه معمولاً خش خش پراکنده تا منتشر و خروپف را نشان می دهد.

His talk was so diffuse that I missed his point.

سخنرانی او آنقدر پراکنده بود که نکته اش را از دست دادم.

A gas in solution diffuses from region of greater to one of less concentration.

یک گاز در محلول از ناحیه با غلظت بیشتر به ناحیه با غلظت کمتر منتشر می شود.

The diffuse infiltration with relative homogenous lymphoid population and lack of geminal center make the "chronic follicular cervicitis" less likely.

نفوذ منتشر با جمعیت لنفوسیتی نسبتاً همگن و عدم وجود مرکز گره ای، احتمال "سروسیتیس فولیکولار مزمن" را کمتر می کند.

This paper deals with RE-B-Al diffused into the armco iron using pasty method.

این مقاله به RE-B-Al می پردازد که با استفاده از روش خمیری به داخل آهن آرمکو نفوذ کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید