dinged

[ایالات متحده]/dɪŋd/
[بریتانیا]/dɪŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدایی مانند زنگ تولید کردن
vt. چیزی را به طور مکرر به کسی گفتن
n. صدایی که توسط یک زنگ تولید می‌شود؛ (Ding) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

dinged up

آسیب دیده

dinged car

خودروی آسیب‌دیده

dinged credit

اعتبارسنجی آسیب‌دیده

dinged price

قیمت آسیب‌دیده

dinged reputation

شهرت آسیب‌دیده

dinged delivery

تحویل آسیب‌دیده

dinged service

خدمات آسیب‌دیده

dinged item

کالا آسیب‌دیده

dinged deal

معامله آسیب‌دیده

dinged performance

عملکرد آسیب‌دیده

جملات نمونه

he dinged my car while parking.

او در حال پارک کردن به ماشین من برخورد کرد.

she dinged her phone screen when she dropped it.

وقتی آن را انداخت، صفحه نمایش تلفن همراه او آسیب دید.

the delivery guy dinged the package during transit.

در حین حمل و نقل، پیک‌مان بسته را آسیب زد.

they dinged the table when moving it.

هنگام جابجایی، آن‌ها به میز برخورد کردند.

my friend dinged his credit card limit.

دوست من سقف کارت اعتباری خود را افزایش داد.

the car got dinged by a shopping cart.

ماشین توسط یک سبد خرید آسیب دید.

she accidentally dinged the wall with her chair.

او به طور تصادفی با صندلی خود به دیوار برخورد کرد.

he dinged his reputation with that mistake.

او با آن اشتباه، اعتبار خود را خدشه‌دار کرد.

the bike was dinged after falling over.

دوچرخه پس از افتادن آسیب دید.

they dinged the final score with a late penalty.

آنها با یک پنالتی دیر هنگام، نتیجه نهایی را کاهش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید