bent

[ایالات متحده]/bent/
[بریتانیا]/bɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. منحنی یا متمایل
n. تمایل یا ترجیح

عبارات و ترکیب‌ها

bent over

خمیده

bent on doing

عزم انجام دادن

bent on revenge

عزم انتقام

bent knees

زانوان خمیده

bent spine

ستون فقرات خمیده

bent metal

فلز خمیده

bent twig

شاخه خمیده

bent on

عزم بر انجام

bent axle

محور خمیده

bent frame

قاب خمیده

bent pipe

لوله خمیده

bent wood

چوب خمیده

جملات نمونه

a mob bent on violence.

یک கும்பال که قصد خشونت داشت.

the road bent left and then right.

جاده به چپ و سپس به راست پیچید.

was hell-bent on winning.

علاقه‌مند به برنده شدن بود.

The saplings bent in the wind.

نسخه‌های جوان در باد خم شدند.

a piece of bent wire

یک تکه سیم خمیده

the wire has to be bent back tightly.

سیم باید به طور محکم خم شود.

I bent over my plate.

من روی بشقاب خم شدم.

a missionary bent on saving souls.

یک مبلغ مذهبی که قصد نجات جان داشت.

she had no natural bent for literature.

او استعداد ذاتی برای ادبیات نداشت.

she was bent on making mischief .

او قصد خرابکاری داشت.

Renwick bent to tie his shoelace.

رنوییک برای بستن بند کفشش خم شد.

The bent strip can straighten up by itself.

نوار خمیده می‌تواند به تنهایی صاف شود.

Bent at the end like a hook;unciform.

در انتهای آن مانند یک قلاب خم شده است؛ یکنواخت.

She bent to her task.

او برای انجام وظیفه‌اش خم شد.

pieces of bent wire.

تکه‌های سیم خمیده.

I was bent on going to the theater.

من مصمم بودم به تئاتر بروم.

نمونه‌های واقعی

That obviously has a Mexican bent to it.

این موضوع به وضوح حال و هوای مکزیکی دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

With tremendous effort Edmond bent and sliced the rope between his ankles.

با تلاش فراوان، ادموند خم شد و طناب را از مچ پاهایش برید.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

I suppose I should have drawn him bent.

حدس می‌زنم باید او را در حالت خمیده می‌کشیدم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

The whole department's pretty bent, matter of fact.

کل دپارتمان به شدت ناراحت است، در واقع.

منبع: Billions Season 1

And that's what's being bent around the black hole.

و این همان چیزی است که در حال خم شدن در اطراف سیاه‌چاله است.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

All the playing card-soldiers bent over so they looked like arches.

تمام سربازان کارت بازی خم شدند تا شبیه طاقچه‌ها به نظر برسند.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

A strong wind sang sadly as it bent the trees in front of the Hall.

یک باد شدید با ناراحتی خواند زیرا درختان را در جلوی تالار خم می‌کرد.

منبع: The Hound of the Baskervilles

Head bent over, Yeah, raised up posterior.

سر خم شده، آره، قسمت خلفی بالا رفته.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

You say, scientists who are — have a bent to help mankind.

شما می‌گویید، دانشمندانی که - تمایلی به کمک به بشریت دارند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Black bent down quickly and untied him.

بلک به سرعت خم شد و او را باز کرد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید