disinvite someone
دعوت کسی را لغو کردن
disinvite guests
دعوت مهمانان را لغو کردن
disinvite friends
دعوت دوستان را لغو کردن
disinvite them
دعوت آنها را لغو کردن
disinvite people
دعوت افراد را لغو کردن
disinvite attendees
دعوت شرکتکنندگان را لغو کردن
disinvite her
دعوت او را لغو کردن
disinvite him
دعوت او را لغو کردن
disinvite everyone
دعوت همه را لغو کردن
disinvite them all
دعوت همه آنها را لغو کردن
we had to disinvite several guests due to the limited space.
به دلیل محدودیت فضا مجبور شدیم چند مهمان را دعوت نکینم.
she decided to disinvite him after their argument.
او بعد از بحثشان تصمیم گرفت او را دعوت نکند.
it’s awkward to disinvite someone from a party.
دعوت نکردن کسی از یک مهمانی ناراحت کننده است.
they had to disinvite the speaker because of scheduling conflicts.
به دلیل تداخل برنامه، آنها مجبور شدند سخنران را دعوت نکنند.
to avoid drama, she chose to disinvite him quietly.
تا از بروز درگیری جلوگیری کند، او تصمیم گرفت او را به آرامی دعوت نکند.
it’s not easy to disinvite someone without hurting their feelings.
دعوت نکردن کسی بدون ناراحت کردن احساساتش آسان نیست.
he felt bad to disinvite his old friend from the reunion.
او از اینکه دوست قدیمی خود را از دیدار مجدد دعوت نکرد ناراحت بود.
they had to disinvite the kids from the adult-only event.
آنها مجبور شدند کودکان را از رویدادی که فقط برای بزرگسالان بود دعوت نکنند.
after reconsidering, she decided to disinvite her ex from the wedding.
پس از بررسی مجدد، او تصمیم گرفت خواستگار سابق خود را از عروسی دعوت نکند.
it’s polite to explain why you need to disinvite someone.
بیان دلیل دعوت نکردن کسی مودبانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید