disinvite

[ایالات متحده]/dɪsɪnˈvaɪt/
[بریتانیا]/dɪsɪnˈvaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دعوتی را لغو کردن; دعوتی را پس گرفتن از

عبارات و ترکیب‌ها

disinvite someone

دعوت کسی را لغو کردن

disinvite guests

دعوت مهمانان را لغو کردن

disinvite friends

دعوت دوستان را لغو کردن

disinvite them

دعوت آن‌ها را لغو کردن

disinvite people

دعوت افراد را لغو کردن

disinvite attendees

دعوت شرکت‌کنندگان را لغو کردن

disinvite her

دعوت او را لغو کردن

disinvite him

دعوت او را لغو کردن

disinvite everyone

دعوت همه را لغو کردن

disinvite them all

دعوت همه آن‌ها را لغو کردن

جملات نمونه

we had to disinvite several guests due to the limited space.

به دلیل محدودیت فضا مجبور شدیم چند مهمان را دعوت نکینم.

she decided to disinvite him after their argument.

او بعد از بحثشان تصمیم گرفت او را دعوت نکند.

it’s awkward to disinvite someone from a party.

دعوت نکردن کسی از یک مهمانی ناراحت کننده است.

they had to disinvite the speaker because of scheduling conflicts.

به دلیل تداخل برنامه، آنها مجبور شدند سخنران را دعوت نکنند.

to avoid drama, she chose to disinvite him quietly.

تا از بروز درگیری جلوگیری کند، او تصمیم گرفت او را به آرامی دعوت نکند.

it’s not easy to disinvite someone without hurting their feelings.

دعوت نکردن کسی بدون ناراحت کردن احساساتش آسان نیست.

he felt bad to disinvite his old friend from the reunion.

او از اینکه دوست قدیمی خود را از دیدار مجدد دعوت نکرد ناراحت بود.

they had to disinvite the kids from the adult-only event.

آنها مجبور شدند کودکان را از رویدادی که فقط برای بزرگسالان بود دعوت نکنند.

after reconsidering, she decided to disinvite her ex from the wedding.

پس از بررسی مجدد، او تصمیم گرفت خواستگار سابق خود را از عروسی دعوت نکند.

it’s polite to explain why you need to disinvite someone.

بیان دلیل دعوت نکردن کسی مودبانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید