expel

[ایالات متحده]/ɪkˈspel/
[بریتانیا]/ɪkˈspel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اخراج؛ طرد

عبارات و ترکیب‌ها

expel from

خارج کردن

جملات نمونه

expel a student from a university.

خروج یک دانشجو از دانشگاه

expel foul air from the lungs

خروج هوای بد از ریه‌ها

expel air from one's lungs

خروج هوا از ریه‌ها

Does the kitten expel parasite being able to change a vermifuge?

آیا توله گربه می‌تواند انگل را دفع کند و توانایی تغییر یک داروی ضد کرم را دارد؟

Methods :Using the chromo somal analysis and flurospectrop hotomytry methods to expel the chromosomal abnormality and mucoplysacch aridosis.

روش‌ها: استفاده از روش‌های آنالیز کروموزومی و فلوروسکوپوتومتری برای دفع ناهنجاری کروموزومی و مکوپلی‌ساکاریدوز.

Kind of moisture expellable, smell preventive shoe is characterized by that the whole shoe liner is made into a form of gas pump which can expel the moist air out in the shoe.

نوعی کفش قابل دفع رطوبت، پیشگیرانه بو که مشخص شده است که کل آستر کفش به شکل یک پمپ گاز ساخته شده است که می‌تواند هوای مرطوب را از کفش خارج کند.

Tabasheer, safflower and calamine can clear away lung heat, expel toxic heat, sedate mind, and calm fright.Savory rhododendron leaf can clear away heat, diminish swelling, and tonify kidney.

طباشیر، همیشه بهار و کلاامین می‌توانند گرمای ریه را از بین ببرند، سموم را دفع کنند، ذهن را آرام کنند و ترس را از بین ببرند. برگ رزه دار خوش طعم می‌تواند گرمای بدن را از بین ببرد، تورم را کاهش دهد و کلیه را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید