ditherer

[ایالات متحده]/[ˈdɪθər]/
[بریتانیا]/[ˈdɪθər]/

ترجمه

n. فردی که مردد است؛ کسی که دودل است؛ فردی که از اتخاذ تصمیم خودداری می‌کند.
v. مردد یا دودل بودن؛ مردد ماندن.
adj. مردد؛ دودل.

عبارات و ترکیب‌ها

a ditherer

یک دودل

chronic ditherer

دودل مزمن

avoid a ditherer

از یک دودل اجتناج کنید

the ditherer's choice

انتخاب دودل

ditherers often

دودل ها اغلب

being a ditherer

بودن یک دودل

called a ditherer

که به آن دودل می‌گویند

جملات نمونه

he was a notorious ditherer, unable to make a decision quickly.

او مردی بدنام بود که نمی‌توانست سریعاً تصمیمی بگیرد.

the politician's constant dithering frustrated voters.

دشواری‌های مداوم سیاستمدار، رای‌دهندگان را ناامید کرد.

don't be a ditherer; just pick a restaurant and let's go!

دودل نباش؛ فقط یک رستوران انتخاب کن و بریم!

the company's ditherer ceo delayed crucial investments.

مدیرعامل دودل شرکت سرمایه‌گذاری‌های حیاتی را به تعویق انداخت.

she's a classic ditherer when faced with difficult choices.

وقتی با انتخاب‌های دشوار روبرو می‌شود، او یک دودل کلاسیک است.

we need someone decisive, not another ditherer in management.

ما به کسی قاطع نیاز داریم، نه دودل دیگری در مدیریت.

his reputation as a ditherer preceded him.

شهرت او به عنوان یک دودل پیش از او بود.

stop being a ditherer and tell me what you want.

دودل بودن را متوقف کن و به من بگو چه می‌خواهی.

the project suffered due to the team leader's ditherer tendencies.

به دلیل تمایلات دودل رهبر تیم، پروژه دچار مشکل شد.

avoid becoming a ditherer; trust your instincts.

از دودل شدن خودداری کنید؛ به غرایز خود اعتماد کنید.

the ditherer spent hours debating the smallest details.

دودل ساعت‌ها در مورد جزئیات کوچک بحث کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید