an ambivalent attitude to terrorism.
نگاه دوگانه به تروریسم
There is an ambivalent feeling towards rural workers.
احساسی دوگانه نسبت به کارگران روستایی وجود دارد.
I must have acquired ambivalent attitude towards women from her.
باید از او، یک نگرش دوگانه نسبت به زنان به دست آورده باشم.
some loved her, some hated her, few were ambivalent about her.
بعضیها عاشقش بودند، بعضیها از او متنفر بودند، تعداد کمی نسبت به او بیتفاوت بودند.
I feel ambivalent about the new job opportunity.
من در مورد فرصت شغلی جدید احساس دوگانگی میکنم.
She has an ambivalent attitude towards social media.
او نسبت به رسانههای اجتماعی نگرشی دوگانه دارد.
The decision left him feeling ambivalent.
تصمیم باعث شد او احساس دوگانگی کند.
He was ambivalent about going to the party.
او در مورد رفتن به مهمانی مردد بود.
She has an ambivalent relationship with her boss.
او رابطهای دوگانه با رئیس خود دارد.
The public's response to the new policy was ambivalent.
واکنش مردم به سیاست جدید دوگانه بود.
I have an ambivalent feeling towards public speaking.
من نسبت به سخنرانی در جمع احساس دوگانگی میکنم.
His ambivalent emotions were evident in his expressions.
احساسات دوگانه او در چهرهاش آشکار بود.
She remained ambivalent about the decision for days.
او برای چند روز در مورد تصمیم دوگانه ماند.
The team's performance left the coach feeling ambivalent.
عملکرد تیم باعث شد مربی احساس دوگانگی کند.
As a result, it is ambivalent to orientation.
در نتیجه، نسبت به جهت گیری دوگانه است.
منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 CollectionWell, speaking of testing, President Trump seems pretty ambivalent about it. Here he is last week.
خب، در مورد تست صحبت میکنیم، به نظر میرسد که رئیس جمهور ترامپ در این مورد خیلی مردد است. او هفته گذشته اینگونه بود.
منبع: NPR News May 2020 CompilationThe French, who gave the English language the word “entrepreneur”, are deeply ambivalent about business.
فرانسویها که واژه «کارآفرین» را به زبان انگلیسی هدیه دادند، در مورد تجارت به شدت مردد هستند.
منبع: The Economist (Summary)I'm not ambivalent about this at all.
من در مورد این موضوع اصلا مردد نیستم.
منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1" I'm actually often very ambivalent about them."
"من اغلب در مورد آنها بسیار مردد هستم."
منبع: Introduction to International Brands in EnglishI am, I'm kind of ambivalent about idioms.
من هستم، من در مورد ضرب المثلها کمی مردد هستم.
منبع: Quick Tips for TOEFL WritingUnlike Davos Man, she says, they're not ambivalent about being strongly patriotic.
برخلاف مرد داوس، او میگوید آنها در مورد اینکه به شدت میهنپرست باشند مردد نیستند.
منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4When it comes to releasing unpublished material, Mr. Salinger feels less ambivalent.
هنگامی که صحبت از انتشار مطالب منتشر نشده می شود، آقای سالینگر کمتر مردد است.
منبع: New York TimesWell, it's ambivalent. Governors and other workplaces don't know quite what they should do with testing.
خب، اینجاست که مردد است. فرمانداران و سایر محیطهای کاری نمیدانند دقیقاً باید در مورد تست چه کاری انجام دهند.
منبع: NPR News May 2020 CompilationI think most of us in the entertainment community are kind of ambivalent about the awards.
من فکر میکنم بیشتر ما در جامعه سرگرمی در مورد جوایز کمی مردد هستیم.
منبع: Global Leaders of the Eraلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید