wavering

[ایالات متحده]/[ˈweɪvɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈweɪvɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به لرزش درآمدن؛ متغیر بودن؛ مردد یا نامطمئن بودن
adv. به شیوه‌ای متزلزل
adj. ناپایدار؛ متغیر؛ مردد؛ نامطمئن
Word Forms
جمعwaverings

عبارات و ترکیب‌ها

wavering voice

صدای لرزان

wavering confidence

اعتماد به نفس لرزان

wavering slightly

کمی لرزان

wavering hand

دست لرزان

wavering support

حمایت لرزان

wavering belief

باور لرزان

wavering gaze

نگاه لرزان

wavering line

خط لرزان

wavering resolve

تصمیم لرزان

wavering future

آینده لرزان

جملات نمونه

the candle's flame was wavering in the breeze.

شعله شمع در نسیم سوسو می‌زد.

his voice was wavering with emotion as he spoke.

صدای او با احساساتش می‌لرزید وقتی صحبت می‌کرد.

she had a wavering commitment to the project.

او تعهد سست و بی‌رمقی به پروژه داشت.

the stock market experienced a wavering performance today.

بازار سهام امروز عملکردی ناپایدار از خود نشان داد.

his gaze was wavering between the two paintings.

نگاهش بین دو نقاشی سوسو می‌زد.

the company's support for the initiative was wavering.

حمایت شرکت از این طرح سست شده بود.

a wavering line of traffic stretched down the highway.

یک ردیف سوسوزننده از ترافیک در طول بزرگراه امتداد داشت.

he gave a wavering smile, unsure of himself.

او لبخندی سوسوزننده زد، مطمئن نبود.

the politician's wavering stance on the issue angered voters.

موضع سست سیاستمدار در مورد این موضوع خشم رای دهندگان را برانگیخت.

the child's wavering enthusiasm faded as the day wore on.

شور و اشتیاق سست کودک با گذشت روز کم‌رنگ شد.

the old building's facade was wavering and cracked.

نمای ساختمان قدیمی سست و ترک خورده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید