a dodgy second-hand car salesman.
یک دلال خودروی دست دوم مشکوک
activities like these could be dodgy for your heart.
فعالیتهایی مانند اینها ممکن است برای قلب شما مشکوک باشند.
Spurs' dodgy defence had thrown away a 2-0 lead.
دفاع مشکوک تاتنهام یک برتری 2-0 را از دست داد.
Amid the duck islands and dodgy mortgages, the turfing out of rogues might have been expected to top the wish list.
در میان جزایر اردک و وامهای مشکوک، اخراج متخلفان ممکن بود در صدر فهرست آرزوها قرار گیرد.
What? That sounds really dodgy to me.
چه؟ به نظر من خیلی مشکوکه.
منبع: EnglishPod 271-365Showing your leprechaun shoes to dodgy men.
نشان دادن کفشهای لِپِرِچون به مردان مشکوک.
منبع: Before I Met You SelectedAre they buying a car with dodgy papers?
آیا آنها با مدارک مشکوک یک ماشین میخرند؟
منبع: Financial TimesThe evidence of left-handedness is often very dodgy indeed.
شواهد چپدست بودن اغلب بسیار مشکوک است.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)That's not just because it sounds so dodgy.
این فقط به این دلیل نیست که اینقدر مشکوک به نظر میرسد.
منبع: The Economist (Summary)Even where sporting an alias is legal it counts as dodgy.
حتی اگر استفاده از یک نام مستعار قانونی باشد، باز هم مشکوک به حساب میآید.
منبع: The Economist - InternationalThat building tall towers on dodgy ground is no real problem.
ساختن برجهای بلند روی زمینهای مشکوک مشکل بزرگی نیست.
منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo BerniniB : What? That sounds really dodgy to me.
B : چه؟ به نظر من خیلی مشکوکه.
منبع: EnglishPod 271-365(the students themselves are in a poor position to spot a dodgy operator).
(خود دانشجویان در موقعیت خوبی برای شناسایی یک فرد مشکوک نیستند).
منبع: The Economist (Summary)He described David Cameron as dodgy Dave which is a bit of a slur.
او دیوید کامرون را به عنوان دیو مشکوک توصیف کرد که کمی افترا است.
منبع: NPR News April 2016 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید