doused flames
خاموش کردن شعلهها
doused in water
خیس در آب
doused with oil
خیس با روغن
doused thoroughly
به طور کامل خاموش کردن
doused quickly
به سرعت خاموش کردن
doused completely
کاملاً خاموش کردن
doused in chemicals
خیس در مواد شیمیایی
doused with water
خیس با آب
doused the fire
آتش را خاموش کرد
doused with spray
خیس با اسپری
the firefighters doused the flames quickly.
消防گران به سرعت آتش را خاموش کردند.
she doused her hair with water before styling it.
او قبل از مرتب کردن موهایش آنها را با آب خیس کرد.
he accidentally doused himself in paint while working.
او در حین کار به طور تصادفی خود را با رنگ خیس کرد.
the chef doused the dish with a rich sauce.
سرآشپز ظرف را با سس خوشمزه خیس کرد.
they doused the campfire before leaving.
آنها قبل از رفتن آتش کمپ را خاموش کردند.
she doused the garden with water during the drought.
او در طول خشکسالی باغ را با آب خیس کرد.
the athlete doused himself with water after the race.
ورزشکار بعد از مسابقه خود را با آب خیس کرد.
he doused the fire with a fire extinguisher.
او آتش را با کپسول آتش نشانی خاموش کرد.
they doused the old furniture in varnish.
آنها مبلمان قدیمی را با لاک خیس کردند.
the rain doused our picnic plans.
باران برنامههای پیکنیک ما را خراب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید