downgraded

[ایالات متحده]/daʊnˈɡreɪdɪd/
[بریتانیا]/daʊnˈɡreɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کاهش در رتبه، وضعیت یا کیفیت

عبارات و ترکیب‌ها

downgraded status

وضعیت تنزل یافته

downgraded rating

امتیاز تنزل یافته

downgraded forecast

پیش‌بینی تنزل یافته

downgraded security

امنیت تنزل یافته

downgraded version

نسخه تنزل یافته

downgraded outlook

نگاه آینده تنزل یافته

downgraded software

نرم‌افزار تنزل یافته

downgraded service

خدمات تنزل یافته

downgraded product

محصول تنزل یافته

downgraded plan

برنامه تنزل یافته

جملات نمونه

the software was downgraded to an earlier version.

نرم‌افزار به نسخه قدیمی‌تری ارتقا داده شد.

due to budget cuts, the project was downgraded.

به دلیل کاهش بودجه، پروژه ارتقا داده شد.

her performance was downgraded after the last review.

عملکرد او پس از آخرین بررسی ارتقا داده شد.

the airline downgraded my seat to economy class.

شرکت هواپیمایی صندلی من را به کلاس اقتصادی ارتقا داد.

the team was downgraded to a lower division.

تیم به یک دسته پایین‌تر ارتقا داده شد.

after the incident, the company's rating was downgraded.

پس از حادثه، رتبه شرکت ارتقا داده شد.

his status was downgraded from manager to assistant.

وضعیت او از مدیر به دستیار ارتقا داده شد.

the app was downgraded due to security issues.

به دلیل مشکلات امنیتی، برنامه ارتقا داده شد.

they decided to downgrade the service package.

آنها تصمیم گرفتند بسته خدمات را ارتقا دهند.

her promotion was downgraded after the merger.

ارتقای شغلی او پس از ادغام ارتقا داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید