downsized

[ایالات متحده]/ˈdaʊnsaɪzd/
[بریتانیا]/ˈdaʊnsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طراحی یا تولید شده در اندازه کوچکتر؛ کاهش ابعاد خارجی چیزی (مانند یک خودرو)

عبارات و ترکیب‌ها

downsized company

شرکت کاهش یافته

downsized workforce

نیروی کار کاهش یافته

downsized operations

عملیات کاهش یافته

downsized budget

بودجه کاهش یافته

downsized team

تیم کاهش یافته

downsized project

پروژه کاهش یافته

downsized staff

پرسنل کاهش یافته

downsized role

نقش کاهش یافته

downsized positions

موقعیت های کاهش یافته

downsized facilities

امکانات کاهش یافته

جملات نمونه

the company has downsized its workforce significantly.

شرکت به طور قابل توجهی اندازه نیروی کار خود را کاهش داده است.

after the merger, many departments were downsized.

پس از ادغام، بسیاری از بخش‌ها کوچک شدند.

she downsized her living space to save money.

او فضای زندگی خود را برای صرفه‌جویی در پول کاهش داد.

the organization downsized its budget for the next year.

سازمان بودجه خود را برای سال آینده کاهش داد.

due to economic pressures, the firm decided to downsize.

به دلیل فشارهای اقتصادی، شرکت تصمیم گرفت اندازه خود را کاهش دهد.

he downsized his car to a more fuel-efficient model.

او ماشین خود را به یک مدل با بازده سوخت بالاتر کاهش داد.

the project was downsized to meet the new deadlines.

پروژه برای رسیدن به مهلت‌های جدید کوچک شد.

they downsized their operations to focus on core competencies.

آنها عملیات خود را برای تمرکز بر نقاط قوت اصلی کاهش دادند.

many businesses have downsized in response to market changes.

بسیاری از مشاغل در پاسخ به تغییرات بازار کوچک شده‌اند.

the team was downsized after the project was completed.

تیم پس از اتمام پروژه کوچک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید