downsized company
شرکت کاهش یافته
downsized workforce
نیروی کار کاهش یافته
downsized operations
عملیات کاهش یافته
downsized budget
بودجه کاهش یافته
downsized team
تیم کاهش یافته
downsized project
پروژه کاهش یافته
downsized staff
پرسنل کاهش یافته
downsized role
نقش کاهش یافته
downsized positions
موقعیت های کاهش یافته
downsized facilities
امکانات کاهش یافته
the company has downsized its workforce significantly.
شرکت به طور قابل توجهی اندازه نیروی کار خود را کاهش داده است.
after the merger, many departments were downsized.
پس از ادغام، بسیاری از بخشها کوچک شدند.
she downsized her living space to save money.
او فضای زندگی خود را برای صرفهجویی در پول کاهش داد.
the organization downsized its budget for the next year.
سازمان بودجه خود را برای سال آینده کاهش داد.
due to economic pressures, the firm decided to downsize.
به دلیل فشارهای اقتصادی، شرکت تصمیم گرفت اندازه خود را کاهش دهد.
he downsized his car to a more fuel-efficient model.
او ماشین خود را به یک مدل با بازده سوخت بالاتر کاهش داد.
the project was downsized to meet the new deadlines.
پروژه برای رسیدن به مهلتهای جدید کوچک شد.
they downsized their operations to focus on core competencies.
آنها عملیات خود را برای تمرکز بر نقاط قوت اصلی کاهش دادند.
many businesses have downsized in response to market changes.
بسیاری از مشاغل در پاسخ به تغییرات بازار کوچک شدهاند.
the team was downsized after the project was completed.
تیم پس از اتمام پروژه کوچک شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید