devalued

[ایالات متحده]/diːˈvæljuːd/
[بریتانیا]/diˈvæljuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل ماضی نقلی devalue

عبارات و ترکیب‌ها

devalued currency

ارز بی‌ارزش

devalued assets

دارایی‌های بی‌ارزش

devalued economy

اقتصاد بی‌ارزش

devalued exchange

ارز با ارزش پایین

devalued stock

سهام بی‌ارزش

devalued goods

کالا‌های بی‌ارزش

devalued market

بازار بی‌ارزش

devalued investment

سرمایه‌گذاری بی‌ارزش

devalued property

املاک بی‌ارزش

جملات نمونه

the currency has been devalued significantly this year.

ارز به طور قابل توجهی در این سال کاهش ارزش یافته است.

many investors are worried about the devalued assets.

بسیاری از سرمایه گذاران نگران دارایی های کاهش یافته هستند.

after the policy change, the stock was devalued.

پس از تغییر سیاست، سهام کاهش ارزش یافت.

devalued currencies can lead to inflation.

ارزهای کاهش یافته می توانند منجر به تورم شوند.

the company's reputation has been devalued due to scandals.

به دلیل رسوایی ها، شهرت شرکت کاهش یافته است.

he felt his contributions were devalued in the meeting.

او احساس کرد که مشارکت های او در جلسه ارزش گذاری نشده اند.

devalued currencies can affect international trade.

ارزهای کاهش یافته می توانند بر تجارت بین المللی تأثیر بگذارند.

the devalued property market is a concern for homeowners.

بازار املاک و مستغلات کاهش یافته نگران صاحبان خانه است.

she believes her skills have been devalued in her job.

او معتقد است که مهارت های او در شغلش کاهش یافته است.

after the merger, many felt their roles were devalued.

پس از ادغام، بسیاری احساس کردند نقش آنها ارزش گذاری نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید