upgraded

[ایالات متحده]/'ʌpgreidid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌روز شده; بهبود یافته; تقویت شده
v. ارتقا دادن; افزایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

upgraded features

ویژگی‌های به‌روز شده

upgrade oneself

خود را ارتقا دهید

on the upgrade

در حال ارتقا

upgrade kit

جعبه ارتقا

جملات نمونه

Our legation was upgraded to an embassy.

سفارت ما به سفارت ارتقا یافت.

They upgraded the land by improving it with new buildings.

آنها زمین را با ساختن ساختمان های جدید بهبود بخشیدند.

She had used the profits to good purpose and upgraded their software.

او از سودها به نحو احسن استفاده کرد و نرم‌افزار آنها را ارتقا داد.

The Elementalist is a new B-Class mercenary, and when upgraded becomes Pocahontas.

المنتالیست یک مزدور جدید از کلاس B است و با ارتقا به پوکاهمتاس تبدیل می‌شود.

Upgraded HDB &approved for rent Lift Floor , Air-con, good condition, unfurnish Move in this month. $500.00 Monthly.

HDB ارتقا یافته و برای اجاره تایید شده، طبقه آسانسور، تهویه مطبوع، وضعیت خوب، بدون مبلمان، امکان نقل مکان در این ماه. 500.00 دلار در ماه.

The armament consists of 1 twin-linked Assault Cannon and 2 Flamestorm Cannons (each on a side sponson). It may be upgraded to mount a Multi-melta and/or a pintle mounted Storm Bolter.

تجهیزات شامل 1 مسلسل Assault Cannon دوتایی و 2 توپ Flamestorm Cannon (هر کدام روی اسپنون جانبی) است. ممکن است برای نصب Multi-melta و/یا Storm Bolter نصب شده بر روی پینتل ارتقا یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید