dramatized version
نسخه دراماتیزه
dramatized story
داستان دراماتیزه
dramatized event
رویداد دراماتیزه
dramatized scene
صحنه دراماتیزه
dramatized performance
اجرای دراماتیزه
dramatized adaptation
بازآفرینی دراماتیزه
dramatized account
گزارش دراماتیزه
dramatized narrative
روایت دراماتیزه
dramatized interpretation
تفسیر دراماتیزه
dramatized depiction
تصویری دراماتیزه
the story was dramatized for television.
داستان برای تلویزیون اغراقآمیز شد.
she dramatized the events to make them more interesting.
او وقایع را اغراقآمیز کرد تا آنها را جذابتر نشان دهد.
the play was dramatized from a famous novel.
نمایش از روی یک رمان معروف اغراقآمیز شد.
his feelings were dramatized in the film.
احساسات او در فیلم اغراقآمیز نشان داده شد.
the documentary dramatized the struggles of the community.
مستند، تلاشهای جامعه را اغراقآمیز نشان داد.
they dramatized the historical events for educational purposes.
آنها برای اهداف آموزشی، وقایع تاریخی را اغراقآمیز کردند.
the character was dramatized to emphasize his flaws.
شخصیت برای تاکید بر نقصهایش اغراقآمیز شد.
the news report dramatized the situation to attract viewers.
گزارش اخبار برای جذب بیننده، وضعیت را اغراقآمیز نشان داد.
she often dramatizes her stories to captivate her audience.
او اغلب داستانهای خود را اغراقآمیز میکند تا مخاطبان خود را مجذوب کند.
the artist dramatized the theme of love in her paintings.
هنرمند، مضمون عشق را در نقاشیهای خود اغراقآمیز نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید