exaggerated contortion of the body
انحراف غیرمعمول و اغراقآمیز بدن
an exaggerated sense of one's importance
حس اغراقآمیز از اهمیت خود
his exaggerated, precious manner.
رفتار اغراقآمیز و قیمتمند او
they strolled around the camp with an exaggerated swagger.
آنها با اعتماد به نفس اغراقآمیزی در اطراف اردوگاه قدم زدند.
exaggerated the size of the fish he had caught;
اندازه ماهی که گرفته بود را بزرگنمایی کرد;
Wordsworth campaigned against exaggerated poetic diction.
وردزورت در مقابل استفاده اغراقآمیز از زبان شاعرانه مبارزه کرد.
exaggerated features such as a massive head and beetling brows.
ویژگیهای اغراقآمیز مانند سر بزرگ و ابروهای برجسته.
the press exaggerated and misreported the response to the film.
رسانهها به طور اغراقآمیز و نادرست به پاسخ به فیلم واکنش نشان دادند.
thick lenses that exaggerated the size of her eyes.
لنزهای ضخیم که اندازه چشمان او را بزرگنمایی میکرد.
He exaggerated the dangers of the trip in order to frighten them not into going.
او خطرات سفر را اغراقآمیز جلوه داد تا از رفتن آنها بترساند.
exaggerate the size of the enemy force; exaggerated his own role in the episode.
اندازه نیروهای دشمن را بزرگنمایی کرد؛ نقش خود را در این قسمت اغراقآمیز جلوه داد.
Also, I think it is exaggerated to say giglet “or worship things of foreign countries”.it is just a girl wants to fulfill her once dream, not affect her patriotism.
همچنین، به نظر من اغراقآمیز است که بگوییم گیگلت «یا عبادت چیزهای کشورهای خارجی». این فقط یک دختر است که میخواهد یک بار رویای خود را محقق کند، نه اینکه بر وطنپرستی او تأثیر بگذارد.
If we explore "Travelog of Mr.Fong": Volume 10(superscript th), it is rather exaggerated to say "disguise or deceit" but just a game of scholars, nor a revenge from hatred.
اگر "سفرنامه آقای فونگ": جلد 10 (بالا نشان th) را بررسی کنیم، گفتن "تغییر یا فریب" اغراق آمیز است، بلکه فقط یک بازی دانشمندان، یا انتقامی از نفرت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید