reenacted

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈnæktɪd/
[بریتانیا]/ˌriːɪˈnæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره به اجرا درآوردن؛ دوباره نقش یا نمایش را اجرا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reenacted scene

صحنه بازپخش شده

reenacted event

واقعه بازپخش شده

reenacted play

نمای بازپخش شده

reenacted trial

دادرسی بازپخش شده

reenacted moment

لحظه بازپخش شده

reenacted history

تاریخ بازپخش شده

reenacted story

داستان بازپخش شده

reenacted battle

نبرد بازپخش شده

reenacted performance

اجرای بازپخش شده

جملات نمونه

the historical battle was reenacted for the festival.

نبرد تاریخی برای جشنواره بازسازی شد.

they reenacted the famous scene from the movie.

آنها صحنه معروف فیلم را بازسازی کردند.

the play was reenacted to celebrate the anniversary.

نمایش برای بزرگداشت سالگرد بازسازی شد.

students reenacted the signing of the declaration.

دانشجویان امضای اعلامیه را بازسازی کردند.

the event was reenacted to educate the public.

این رویداد برای آموزش مردم بازسازی شد.

the court trial was reenacted on television.

محاکمه دادگاه در تلویزیون بازسازی شد.

they reenacted the historical event for the documentary.

آنها رویداد تاریخی را برای مستند بازسازی کردند.

the children reenacted their favorite fairy tale.

کودکان داستان مورد علاقه خود را بازسازی کردند.

the team reenacted the championship game for fans.

تیم بازی قهرمانی را برای طرفداران بازسازی کرد.

she reenacted the dance from the music video.

او رقص از موزیک ویدیو را بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید