amplified sound
صدای تقویتشده
amplified signal
سیگنال تقویتشده
amplifying effect
اثر تقویتکنندگی
amplified version
نسخه تقویتشده
amplified reality
واقعیت تقویتشده
amplified voice
صدای تقویتشده
amplifying speaker
بلندگوی تقویتکننده
amplified output
خروجی تقویتشده
being amplified
در حال تقویت شدن
amplified experience
تجربه تقویتشده
the microphone amplified his voice, making it clear across the room.
میکروفون صدای او را تقویت کرد و آن را در سراسر اتاق واضح کرد.
security footage was amplified to reveal more details about the incident.
تصاویر امنیتی برای آشکار کردن جزئیات بیشتر در مورد حادثه تقویت شد.
the company's marketing efforts amplified their brand awareness significantly.
تلاشهای بازاریابی شرکت به طور قابل توجهی آگاهی از برند آنها را تقویت کرد.
the news report amplified concerns about the rising cost of living.
گزارش خبری نگرانیها در مورد افزایش هزینه زندگی را تشدید کرد.
the guitarist used an amplifier to amplify the sound of his instrument.
گیتاریست از یک تقویتکننده برای تقویت صدای ساز خود استفاده کرد.
the politician's speech amplified the need for economic reform.
سخنرانی سیاستمدار نیاز به اصلاحات اقتصادی را تشدید کرد.
the telescope amplified the light from distant stars, allowing us to see them.
تلسکوپ نور ستارگان دوردست را تقویت کرد و به ما اجازه داد تا آنها را ببینیم.
the software amplified the user's ability to collaborate on projects.
نرمافزار توانایی کاربر برای همکاری در پروژهها را تقویت کرد.
the positive feedback amplified her confidence in tackling the challenge.
بازخورد مثبت اعتماد او را برای مقابله با چالش تقویت کرد.
the study amplified the importance of early childhood education.
مطالعه اهمیت آموزش در دوران کودکی را تشدید کرد.
the effects of climate change were amplified by the extreme weather events.
اثرات تغییرات آب و هوایی توسط رویدادهای آب و هوایی شدید تشدید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید