heightened

[ایالات متحده]/ˈhaɪt(ə)nd/
[بریتانیا]/ˈhaɪt(ə)nd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالاتر بردن یا افزایش دادن؛ بهبود یا تشدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heightened awareness

آگاهی بیشتر

heightened emotions

احساسات شدیدتر

heightened sensitivity

حساسیت بیشتر

heightened risk

افزایش خطر

heightened tension

تشدید تنش

heightened state

حالت افزایش یافته

heightened focus

تمرکز بیشتر

heightened alertness

هوشیاری افزایش یافته

heightened interest

علاقه بیشتر

جملات نمونه

the heightened tension in the room was palpable.

تشدید تنش در اتاق قابل لمس بود.

her heightened awareness of the situation helped her react quickly.

آگاهی او از وضعیت به او کمک کرد تا به سرعت واکنش نشان دهد.

the heightened security measures were necessary after the incident.

اقدامات امنیتی شدید پس از حادثه ضروری بود.

his heightened sense of responsibility motivated him to work harder.

حس مسئولیت شدید او او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.

heightened emotions often lead to impulsive decisions.

احساسات شدید اغلب منجر به تصمیمات عجولانه می شود.

the heightened interest in renewable energy is encouraging.

علاقه شدید به انرژی های تجدیدپذیر امیدوار کننده است.

heightened competition in the market can drive innovation.

رقابت شدید در بازار می تواند نوآوری را تقویت کند.

her heightened expectations made her more critical of the performance.

انتظارات او که افزایش یافته بود، باعث شد عملکرد را بیشتر مورد انتقاد قرار دهد.

heightened awareness of health issues is vital in today's society.

آگاهی از مسائل بهداشتی که افزایش یافته است، در جامعه امروز حیاتی است.

the heightened level of scrutiny led to changes in policy.

سطح شدید بازرسی منجر به تغییر در سیاست شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید