downplayed

[ایالات متحده]/ˈdaʊnˌpleɪd/
[بریتانیا]/ˈdaʊnˌpleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش اهمیت چیزی; کوچک شمردن یا دست کم گرفتن; به عنوان کمتر جدی رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

downplayed risks

کاهش اهمیت ریسک‌ها

downplayed importance

کاهش اهمیت

downplayed impact

کاهش تاثیر

downplayed role

کاهش نقش

downplayed significance

کاهش اهمیت

downplayed achievements

کاهش دستاوردها

downplayed concerns

کاهش نگرانی‌ها

downplayed challenges

کاهش چالش‌ها

downplayed benefits

کاهش مزایا

downplayed expectations

کاهش انتظارات

جملات نمونه

the manager downplayed the team's recent losses.

مدیر اهمیت شکست‌های اخیر تیم را کم‌رنگ جلوه داد.

she downplayed her achievements during the meeting.

او دستاوردهای خود را در طول جلسه کم‌اهمیت جلوه داد.

the report downplayed the risks involved in the project.

گزارش ریسک‌های مرتبط با پروژه را کم‌اهمیت جلوه داد.

he downplayed the importance of the deadline.

او اهمیت ضرب‌الاجل را کم‌رنگ جلوه داد.

the spokesperson downplayed the controversy surrounding the issue.

سخنگو جنجایي پیرامون این موضوع را کم‌اهمیت جلوه داد.

despite the criticism, she downplayed her role in the incident.

با وجود انتقادات، او نقش خود را در این حادثه کم‌اهمیت جلوه داد.

the teacher downplayed the difficulty of the exam.

معلم سختی امتحان را کم‌اهمیت جلوه داد.

they downplayed the impact of the new policy on employees.

آنها تاثیر سیاست جدید بر کارمندان را کم‌اهمیت جلوه دادند.

the scientist downplayed the significance of the findings.

دانشمند اهمیت یافته‌ها را کم‌رنگ جلوه داد.

he downplayed the concerns raised by the community.

او نگرانی‌های مطرح شده توسط جامعه را کم‌اهمیت جلوه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید