drops

[ایالات متحده]/[drɒps]/
[بریتانیا]/[drɑːps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌های کوچک و گرد مایع؛ مقدار کمی مایع؛ کاهش یا افت در مقدار، ارزش یا تعداد
v. به صورت قطره‌ای بیفتد؛ کاهش یا کم شدن؛ تحویل دادن یک ماده به صورت قطره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

drops of rain

قطرات باران

drops by

در نزدیکی

drops dead

به طور ناگهانی از پا درآمد

water drops

قطرات آب

eye drops

قطره‌های چشم

drops in price

کاهش قیمت

dropping off

رساندن

drops of sweat

قطرات عرق

dropped call

تماس قطع شده

drops anchor

گویان لنگر انداخت

جملات نمونه

the water drops formed on the window.

قطرات آب روی شیشه شکل گرفتند.

rain drops pattered against the roof.

قطرات باران به سقف برخورد کردند.

he drops his phone frequently.

او اغلب تلفن همراه خود را می‌ندازد.

the stock market drops significantly.

بازار سهام به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

she drops off the kids at school.

او بچه‌ها را در مدرسه پیاده می‌کند.

the temperature drops below freezing.

دمای هوا زیر صفر می‌رسد.

he drops hints about the surprise.

او سرنخ‌هایی در مورد غافلگیری می‌دهد.

the curtain drops at eight o'clock.

پرده ساعت هشت شب پایین می‌آید.

the river drops to a lower level.

سطح رودخانه به سطح پایین‌تری می‌رسد.

she drops a line to her friend.

او برای دوستش یک پیام کوتاه می‌فرستد.

he drops out of college unexpectedly.

او به طور غیرمنتظره از دانشگاه کنار می‌رود.

the artist drops paint onto the canvas.

هنرمند رنگ را روی بوم می‌ریزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید