samples

[ایالات متحده]/ˈsɑːmplz/
[بریتانیا]/ˈsæmplz/

ترجمه

n. نمونه‌ها یا نمونه‌هایی که نماینده یک گروه یا کل هستند؛ مجموعه‌هایی از داده‌ها یا سیگنال‌های گرفته شده برای تجزیه و تحلیل.

عبارات و ترکیب‌ها

samples included

نمونه‌های موجود

take samples

نمونه‌برداری کنید

sample size

حجم نمونه

samples collected

نمونه‌های جمع‌آوری‌شده

analyzing samples

تجزیه و تحلیل نمونه‌ها

random samples

نمونه‌های تصادفی

test samples

نمونه‌های آزمایشی

sample data

اطلاعات نمونه

samples provided

نمونه‌های ارائه شده

sample results

نتایج نمونه

جملات نمونه

we need to collect more samples to ensure accurate results.

ما نیاز به جمع‌آوری نمونه‌های بیشتر برای اطمینان از نتایج دقیق داریم.

the lab analyzed several samples of the soil.

آزمایشگاه چندین نمونه از خاک را تجزیه و تحلیل کرد.

can i see some samples of your new product line?

آیا می‌توانم چند نمونه از خط تولید جدید شما را ببینم؟

the quality control team reviewed the production samples.

تیم کنترل کیفیت نمونه‌های تولید شده را بررسی کرد.

we took water samples from the river for testing.

ما نمونه‌های آب را از رودخانه برای آزمایش برداشتیم.

the survey included a random sample of residents.

نظرسنجی شامل نمونه تصادفی از ساکنان بود.

the chef prepared small samples for the food fair.

سرآشپز نمونه‌های کوچکی برای نمایشگاه غذا آماده کرد.

researchers compared samples from different regions.

محققان نمونه‌هایی را از مناطق مختلف مقایسه کردند.

the artist showed samples of their paintings at the gallery.

هنرمند نمونه‌هایی از نقاشی‌های خود را در گالری به نمایش گذاشت.

we received samples of the fabric to evaluate its durability.

ما نمونه‌هایی از پارچه را برای ارزیابی دوام آن دریافت کردیم.

the marketing team distributed product samples at the event.

تیم بازاریابی نمونه‌های محصول را در این رویداد توزیع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید