falls

[ایالات متحده]/fɔːlz/
[بریتانیا]/fɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آبشار؛ جایی که آب از یک افت عمودی جریان دارد؛ شهاب‌سنگ
v. از یک جای بالاتر پایین آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

water falls

آبشار

falls apart

از هم جدا می‌شود

falls short

کمبود

falls behind

عقب ماندن

falls in

درون افتادن

falls due

سررسید

falls flat

بی‌اثر شدن

falls within

درون محدوده قرار گرفتن

falls victim

قربانی شدن

falls silent

سکوت کردن

جملات نمونه

the temperature falls significantly at night.

در طول شب، دما به طور قابل توجهی کاهش می یابد.

as autumn arrives, the leaves falls from the trees.

با رسیدن پاییز، برگ‌ها از درختان می‌ریزند.

the stock market often falls during a recession.

بازار سهام اغلب در دوران رکود کاهش می یابد.

my interest in the project falls every time i hear bad news.

هر بار که اخبار بدی می شنوم، علاقه من به پروژه کاهش می یابد.

the company falls short of its sales targets this quarter.

این فصل، شرکت نتوانست به اهداف فروش خود برسد.

when winter falls, the days become shorter.

هنگامی که زمستان می رسد، روزها کوتاه تر می شوند.

she falls asleep quickly after a long day.

او بعد از یک روز طولانی به سرعت به خواب می رود.

the curtain falls at the end of the performance.

در پایان اجرا، پرده می افتد.

he falls in love with her every time they meet.

هر بار که همدیگر را ملاقات می کنند، او عاشق او می شود.

the waterfall falls from a great height.

آبشار از ارتفاع زیادی می ریزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید