ear

[ایالات متحده]/ɪə/
[بریتانیا]/ɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو شنوایی؛ حس شنوایی؛ عمل گوش دادن؛ بخشی از گیاه غلات که دانه‌ها را در بر دارد
vi. برای درک صداها با گوش‌ها؛ برای جدا کردن دانه‌ها از گیاه غلات

عبارات و ترکیب‌ها

inner ear

گوش داخلی

ear canal

کانال گوش

ear infection

عفونت گوش

earlobe

دُندان

ear plugs

چسب گوش

earwax

گوش‌خاله

middle ear

گوش میانی

outer ear

گوش خارجی

hearing loss

کاهش شنوایی

in the ear

در گوش

by ear

به صورت شنیداری

on one's ear

روی گوش

long ears

گوش‌های بلند

give ear to

گوش دادن به

an ear for

حس شنوایی برای

to the ears

برای گوش

external ear

گوش خارجی

a thick ear

گوش ضخیم

by the ears

با گوش‌ها

lend an ear

گوش دادن

ears burning

گوش‌های در حال سوختن

جملات نمونه

an ear for rhythm and melody.

توانایی شنیدن ریتم و ملودی

an exquisite ear for music

حس شنوایی فوق العاده برای موسیقی

a nice ear for sounds

توانایی شنیدن صداها

lay an ear to the door.

به در گوش فرا دهید.

He had the ear of the monarch.

او گوش پادشاه را داشت.

I have no ear for music.

من هیچ حسی برای موسیقی ندارم.

My ears are singing.

گوش‌هایم در حال نوسان هستند.

she gave him a box on the ear .

او به گوشش ضربه زد.

an ear-splitting crack of thunder.

صدای رعد بسیار بلند.

the commission's report was music to the ears of the government.

گزارش کمیسیون برای دولت مانند موسیقی بود.

I had my ears syringed.

گوش‌هایم را شستشو دادم.

his ear for tonal colour.

حس شنوایی او برای رنگ صوتی.

The First Five -Year Plan was overfulfilled.

برنامه پنج ساله اول فراتر از حد مورد انتظار تحقق یافت.

The child certainly has an ear for music.

کودک قطعاً گوش شنوایی برای موسیقی دارد.

dogs' ears that perk.

گوش‌های سگ‌ها که بالا می‌زنند.

نمونه‌های واقعی

You know like, when you played rugby, the cauliflower ears.

می‌دونی، مثلاً وقتی راگبی بازی می‌کردی، گوش‌های گل‌کلمی.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

As the door creaked, low, rumbling growls met their ears.

همانطور که در باز می‌شد، غرش‌های آرام و رعدآسا به گوششان می‌رسید.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

It put its long snout in Harry's ear and sniffed enthusiastically.

بینی بلندش را در گوش هری فرو برد و با اشتیاق بو کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Dobby suddenly froze, his bat ears quivering.

دو بی به طور ناگهانی منجمد شد، گوش‌های خفاش مانندش می‌لرزید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Another alternative is to wear ear plugs.

گزینه دیگر استفاده از محافظ گوش است.

منبع: Lai Shixiong Intermediate American English (Volume 1)

In one ear, out the other ear.

از یک گوش وارد، از گوش دیگر خارج.

منبع: 1000 British English Phrases

I didn't just do the gay ear.

من فقط گوش همجنس‌گرا را انجام ندادم.

منبع: Modern Family - Season 02

Oh, and I totally missed my ear.

اوه، و من کاملاً گوشم را از دست دادم.

منبع: Popular Science Essays

Such music is pollution to the ear.

چنین موسیقی آلودگی برای گوش است.

منبع: New Concept English Book Three Vocabulary Audio with Subtitles

And of course, we have two ears.

و البته ما دو گوش داریم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید