hand

[ایالات متحده]/hænd/
[بریتانیا]/hænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دست، مهارت؛ اشاره‌گر؛ درگیری؛ کمک
vt. کمک کردن؛ انتقال دادن؛ حمایت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

shake hands

دست دادن

left hand

دست چپ

right hand

دست راست

hold hands

دست به دست گرفتن

hand gestures

حرکات دست

handwritten note

یادداشت دست‌نویس

hand sanitizer

ضد عفونی کننده دست

in hand

در دست

one hand

یک دست

hand in

دست در

by hand

به صورت دستی

at hand

در دسترس

on one hand

از یک طرف

on hand

در دسترس

hand over

تحویل دادن

hand on

دست روی

helping hand

دست کمک

in your hand

در دست شما

out of hand

غیرقابل کنترل

with both hands

با دو دست

جملات نمونه

a hand -to-hand conflict

درگیری تن‌به‌تن

a hand of poker.

یک دست پوکر

a light hand with makeup.

یک آرایش ملایم

hand in the main!.

دست در اصلی!

a dab hand at needlework.

یک ماهر در سوزن‌دوزی

hand the money over.

پول را بده

the daedal hand of nature

دست پیچیده طبیعت

a good hand at pastry

مهارت خوب در شیرینی‌پزی

a young hand at plowing.

یک دست جوان در شخم‌زنی

a dab hand at gardening.

یک ماهر در باغبانی

a deformity of the hand

یک بدشکلی در دست

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید