time ebbed
زمان تحلیل رفت
hope ebbed
امید تحلیل رفت
strength ebbed
قدرت تحلیل رفت
energy ebbed
انرژی تحلیل رفت
patience ebbed
صبر تحلیل رفت
interest ebbed
علاقه تحلیل رفت
confidence ebbed
اعتماد به نفس تحلیل رفت
support ebbed
حمایت تحلیل رفت
enthusiasm ebbed
اشتیاق تحلیل رفت
attention ebbed
توجه تحلیل رفت
the tide ebbed away, revealing the hidden rocks.
جزر و مد به عقب رفت و صخرههای پنهان را آشکار کرد.
her enthusiasm for the project ebbed after the initial excitement.
اشتیاق او به پروژه پس از هیجان اولیه کاهش یافت.
as the day wore on, the crowd ebbed, leaving only a few stragglers.
با طولانی شدن روز، جمعیت کم شد و فقط چند نفر سرگردان باقی ماندند.
the pain ebbed slowly, allowing him to relax.
درد به آرامی فروکش کرد و به او اجازه داد تا آرام شود.
interest in the topic ebbed as new trends emerged.
علاقه به این موضوع با ظهور روندها کاهش یافت.
after the storm, the floodwaters ebbed back into the river.
پس از طوفان، آب سیل به رودخانه بازگشت.
his confidence ebbed when he faced criticism.
اعتماد به نفس او زمانی که با انتقاد روبرو شد، کاهش یافت.
as the sun set, the warmth of the day ebbed away.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گرمای روز از بین می رفت.
the excitement of the event ebbed, leaving a sense of calm.
هیجان رویداد فروکش کرد و حسی از آرامش به جا گذاشت.
her energy ebbed after hours of hard work.
انرژی او پس از ساعت ها کار سخت کاهش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید