ebbed

[ایالات متحده]/ɛb/
[بریتانیا]/ɛb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب آمدن یا پس رفتن، مانند جزر و مد؛ کاهش یافتن یا کم شدن؛ کاهش یا محو شدن

عبارات و ترکیب‌ها

time ebbed

زمان تحلیل رفت

hope ebbed

امید تحلیل رفت

strength ebbed

قدرت تحلیل رفت

energy ebbed

انرژی تحلیل رفت

patience ebbed

صبر تحلیل رفت

interest ebbed

علاقه تحلیل رفت

confidence ebbed

اعتماد به نفس تحلیل رفت

support ebbed

حمایت تحلیل رفت

enthusiasm ebbed

اشتیاق تحلیل رفت

attention ebbed

توجه تحلیل رفت

جملات نمونه

the tide ebbed away, revealing the hidden rocks.

جزر و مد به عقب رفت و صخره‌های پنهان را آشکار کرد.

her enthusiasm for the project ebbed after the initial excitement.

اشتیاق او به پروژه پس از هیجان اولیه کاهش یافت.

as the day wore on, the crowd ebbed, leaving only a few stragglers.

با طولانی شدن روز، جمعیت کم شد و فقط چند نفر سرگردان باقی ماندند.

the pain ebbed slowly, allowing him to relax.

درد به آرامی فروکش کرد و به او اجازه داد تا آرام شود.

interest in the topic ebbed as new trends emerged.

علاقه به این موضوع با ظهور روندها کاهش یافت.

after the storm, the floodwaters ebbed back into the river.

پس از طوفان، آب سیل به رودخانه بازگشت.

his confidence ebbed when he faced criticism.

اعتماد به نفس او زمانی که با انتقاد روبرو شد، کاهش یافت.

as the sun set, the warmth of the day ebbed away.

همانطور که خورشید غروب می کرد، گرمای روز از بین می رفت.

the excitement of the event ebbed, leaving a sense of calm.

هیجان رویداد فروکش کرد و حسی از آرامش به جا گذاشت.

her energy ebbed after hours of hard work.

انرژی او پس از ساعت ها کار سخت کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید