declined offer
پیشنهاد رد شده
declined invitation
دعوت رد شده
declined request
درخواست رد شده
declined payment
پرداخت رد شده
declined application
درخواست ثبت نام رد شده
declined support
حمایت رد شده
declined terms
شرایط رد شده
declined assistance
کمک رد شده
declined proposal
پیشنهاد رد شده
declined benefits
مزایا رد شده
she declined the invitation to the party.
او دعوت را به مهمانی نپذیرفت.
the company declined to comment on the issue.
شرکت از اظهار نظر در مورد این موضوع امتناع کرد.
he declined the job offer due to personal reasons.
او پیشنهاد شغلی را به دلیل مسائل شخصی نپذیرفت.
many students declined to participate in the survey.
بسیاری از دانش آموزان از شرکت در نظرسنجی امتناع کردند.
she declined the opportunity to travel abroad.
او از فرصت سفر به خارج از کشور امتناع کرد.
the proposal was declined by the board.
پیشنهاد توسط هیئت مدیره رد شد.
he politely declined the offer for a second helping.
او به طور مؤدبانه از پیشنهاد برای دور دوم کمک امتناع کرد.
they declined to provide further details.
آنها از ارائه جزئیات بیشتر امتناع کردند.
the athlete declined to comment on the rumors.
ورزشکار از اظهار نظر در مورد شایعات امتناع کرد.
she declined the chance to lead the project.
او از فرصت هدایت پروژه امتناع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید