receded waves
امواج پسروی کرده
receded memories
خاطرات محو شده
receded hairline
خط رویش موی پسنشسته
receded floodwaters
آبهای سیل پسروی کرده
receded coastline
خط ساحلی پسروی کرده
receded laughter
خندههای خاموش شده
receded tide
مد و جذر پسروی کرده
receded pain
درد پسنشسته
receded light
نور پسروی کرده
receded support
حمایت پسروی کرده
the floodwaters receded after the heavy rain.
آبگرفتگی پس از باران شدید کاهش یافت.
as the sun set, the warmth of the day receded.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گرمای روز کاهش یافت.
her fears receded once she faced the situation.
ترس های او پس از مواجهه با آن وضعیت کاهش یافت.
the pain in his leg receded after taking medication.
درد در پای او پس از مصرف دارو کاهش یافت.
as the tide receded, new shells appeared on the beach.
همانطور که جزر و مد کاهش یافت، صدف های جدید در ساحل ظاهر شدند.
her enthusiasm receded when she heard the bad news.
شور و شوق او پس از شنیدن اخبار بد کاهش یافت.
the crowd receded as the concert came to an end.
با پایان کنسرت جمعیت عقب نشینی کرد.
over time, the memories of that day receded into the past.
با گذشت زمان، خاطرات آن روز به گذشته تبدیل شدند.
his anger receded after a long conversation.
خشم او پس از یک مکالمه طولانی کاهش یافت.
the fog receded, revealing a beautiful landscape.
مه کاهش یافت و یک منظره زیبا آشکار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید