receded

[ایالات متحده]/rɪˈsiːdɪd/
[بریتانیا]/rɪˈsiːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی recede; به عقب یا دورتر از یک موقعیت قبلی حرکت کردن; به سمت عقب شیب داشتن; از توجه یا مشاهده کنار رفتن; به ویژه در مورد مسائل

عبارات و ترکیب‌ها

receded waves

امواج پس‌روی کرده

receded memories

خاطرات محو شده

receded hairline

خط رویش موی پس‌نشسته

receded floodwaters

آب‌های سیل پس‌روی کرده

receded coastline

خط ساحلی پس‌روی کرده

receded laughter

خنده‌های خاموش شده

receded tide

مد و جذر پس‌روی کرده

receded pain

درد پس‌نشسته

receded light

نور پس‌روی کرده

receded support

حمایت پس‌روی کرده

جملات نمونه

the floodwaters receded after the heavy rain.

آبگرفتگی پس از باران شدید کاهش یافت.

as the sun set, the warmth of the day receded.

همانطور که خورشید غروب می کرد، گرمای روز کاهش یافت.

her fears receded once she faced the situation.

ترس های او پس از مواجهه با آن وضعیت کاهش یافت.

the pain in his leg receded after taking medication.

درد در پای او پس از مصرف دارو کاهش یافت.

as the tide receded, new shells appeared on the beach.

همانطور که جزر و مد کاهش یافت، صدف های جدید در ساحل ظاهر شدند.

her enthusiasm receded when she heard the bad news.

شور و شوق او پس از شنیدن اخبار بد کاهش یافت.

the crowd receded as the concert came to an end.

با پایان کنسرت جمعیت عقب نشینی کرد.

over time, the memories of that day receded into the past.

با گذشت زمان، خاطرات آن روز به گذشته تبدیل شدند.

his anger receded after a long conversation.

خشم او پس از یک مکالمه طولانی کاهش یافت.

the fog receded, revealing a beautiful landscape.

مه کاهش یافت و یک منظره زیبا آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید