shrunk down
کوتاه شده
shrunk size
اندازه کوچک شده
shrunk fabric
پارچه کوچک شده
shrunk image
تصویر کوچک شده
shrunk budget
بودجه کاهش یافته
shrunk expectations
انتظارات کاهش یافته
shrunk team
تیم کوچک شده
shrunk market
بازار کوچک شده
shrunk profits
سود کاهش یافته
shrunk options
گزینه های کاهش یافته
the sweater has shrunk in the wash.
سوییشرت در اثر شستشو کوچک شده است.
my favorite shirt shrunk after i dried it.
پیراهن مورد علاقه من بعد از خشک کردن کوچک شد.
the budget has shrunk significantly this year.
بودجه امسال به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
his confidence shrunk after the failure.
اعتماد به نفس او پس از شکست کاهش یافت.
the company's profits shrunk due to the recession.
به دلیل رکود، سود شرکت کاهش یافت.
over time, the fabric has shrunk and lost its shape.
با گذشت زمان، پارچه کوچک شده و شکل خود را از دست داده است.
her dreams shrunk after facing many obstacles.
رویاهای او پس از مواجهه با موانع زیادی کوچک شدند.
the team’s chances of winning have shrunk.
شانس برد تیم کاهش یافته است.
the number of participants has shrunk this year.
تعداد شرکت کنندگان امسال کاهش یافته است.
his enthusiasm for the project has shrunk.
اشتیاق او برای پروژه کاهش یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید