effusing joy
جریان شادی
effusing warmth
جریان گرما
effusing love
جریان عشق
effusing light
جریان نور
effusing energy
جریان انرژی
effusing happiness
جریان خوشحالی
effusing beauty
جریان زیبایی
effusing creativity
جریان خلاقیت
effusing fragrance
جریان عطر
effusing positivity
جریان مثبتبودن
the artist was effusing with creativity during the workshop.
هنرمند در طول کارگاه با خلاقیت سرشار بود.
she was effusing joy after receiving the good news.
او پس از دریافت خبر خوب، با شادی سرشار بود.
the garden was effusing a sweet fragrance in the spring.
باغ در بهار، عطر شیرینی را منتشر میکرد.
he spoke effusing words of gratitude to his supporters.
او با کلمات سپاسگزاری سرشار، با حامیان خود صحبت کرد.
the movie was effusing with emotion, touching the audience deeply.
فیلم مملو از احساسات بود و عمیقاً مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
her smile was effusing warmth and kindness.
لبخند او سرشار از گرما و مهربانی بود.
the speech was effusing passion for environmental conservation.
سخنرانی مملو از اشتیاق برای حفاظت از محیط زیست بود.
he was effusing confidence as he presented his ideas.
او با اعتماد به نفس سرشار، ایدههای خود را ارائه کرد.
the sunset was effusing a beautiful array of colors.
غروب خورشید، طیف زیبایی از رنگها را منتشر میکرد.
the team was effusing excitement after their victory.
تیم پس از پیروزی خود با هیجان سرشار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید