diffusing

[ایالات متحده]/dɪˈfjʊːzɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈfjuːzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود نور کمتر واضح شود؛ پراکنده شدن؛ گسترش یافتن؛ همه‌گیر شدن؛ منتشر کردن؛ انتشار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

diffusing light

پخش نور

diffusing tension

کاهش تنش

diffusing heat

پخش گرما

diffusing fragrance

پخش عطر

diffusing colors

پخش رنگ‌ها

diffusing sound

پخش صدا

diffusing stress

کاهش استرس

diffusing energy

پخش انرژی

diffusing ideas

پخش ایده‌ها

diffusing lightwaves

پخش امواج نور

جملات نمونه

the scientist is diffusing the new findings to the public.

دانشمند یافته‌های جدید را در حال انتشار به اطلاع عموم است.

diffusing light can create a softer atmosphere in the room.

انتشار نور می‌تواند فضایی نرم‌تر در اتاق ایجاد کند.

they are diffusing essential oils to enhance relaxation.

آنها در حال انتشار روغن‌های ضروری برای افزایش آرامش هستند.

diffusing knowledge is essential for community growth.

انتشار دانش برای رشد جامعه ضروری است.

the company is diffusing its brand message through social media.

شرکت پیام برند خود را از طریق رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌کند.

diffusing tension in the meeting helped everyone feel more comfortable.

کاهش تنش در جلسه به همه کمک کرد تا احساس راحتی بیشتری کنند.

she is diffusing her creativity into various art forms.

او خلاقیت خود را در اشکال هنری مختلف منتشر می‌کند.

diffusing ideas among team members can lead to innovation.

انتشار ایده‌ها در بین اعضای تیم می‌تواند منجر به نوآوری شود.

the technology is diffusing rapidly across different industries.

این فناوری به سرعت در صنایع مختلف در حال انتشار است.

diffusing responsibility can improve teamwork and efficiency.

انتشار مسئولیت می‌تواند باعث بهبود کار تیمی و کارایی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید