emitting

[ایالات متحده]/[ˈemɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈemɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. که در حال ارسال یا ساطع کردن (انرژی، نور، گرما، صدا و غیره) است.
v. ارسال یا ساطع کردن (انرژی، نور، گرما، صدا و غیره)؛ از سطح منتشر کردن؛ ابراز یا انتقال (احساس یا ایده)

عبارات و ترکیب‌ها

emitting light

منتشر کردن نور

emitting sounds

منتشر کردن صداها

emitting signals

منتشر کردن سیگنال‌ها

emitting heat

منتشر کردن گرما

emitting radiation

منتشر کردن تشعشع

emitting fumes

منتشر کردن دود

emitting colors

منتشر کردن رنگ‌ها

emitting waves

منتشر کردن امواج

emitting steam

منتشر کردن بخار

emitting gas

منتشر کردن گاز

جملات نمونه

the radio was emitting a strange buzzing sound.

رادیو صدای وزوز عجیبی منتشر می‌کرد.

the volcano is emitting large amounts of smoke.

آتشفشان مقادیر زیادی دود منتشر می‌کند.

the device is emitting a faint blue light.

دستگاه نور آبی ملایمی منتشر می‌کند.

the car was emitting a strong smell of gasoline.

ماشین بوی بنزین قوی‌ای منتشر می‌کرد.

the plant is emitting oxygen during photosynthesis.

گیاه در طول فتوسنتز اکسیژن منتشر می‌کند.

the speaker was emitting confidence and authority.

سخنرانی اعتماد و اقتدار را منتشر می‌کرد.

the heater is emitting warm air into the room.

هیتر هوای گرم را وارد اتاق منتشر می‌کند.

the lighthouse is emitting a bright beam of light.

چراغ دریایی یک پرتو نور روشن منتشر می‌کند.

the company is emitting a positive image to the public.

شرکت یک تصویر مثبت به مردم منتشر می‌کند.

the sensor is emitting a signal when it detects movement.

سنسور زمانی که حرکت را تشخیص می‌دهد سیگنالی منتشر می‌کند.

the computer is emitting a series of beeps.

کامپیوتر یک سری بوق منتشر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید