effusive

[ایالات متحده]/ɪ'fjuːsɪv/
[بریتانیا]/ɪ'fjusɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سرریز; نشان‌دهنده احساس یا اشتیاق بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

effusive praise

تعریف های پر شور

an effusive personality

شخصیتی با شخصیت پر شور

جملات نمونه

he was very effusive if they chanced to meet.

او اگر اتفاقی همدیگر را ملاقات می‌کردند، بسیار صمیمی و پرشور بود.

Every visitor noticed that her effusive welcome was not sincere.

هر بازدیدکننده‌ای متوجه شد که استقبال صمیمیانه‌اش صادقانه نیست.

the headlines gloated with the kind of effusive unction only the English press can muster.

تیترها با نوعی تعهد صمیمیانه که فقط مطبوعات انگلیسی می‌توانند جمع‌آوری کنند، به خود می‌بالیدند.

In Argentina,greetings are usually effusive with plenty of hugging and kissing, not unlike the French faire la bise.

در آرژانتین، احوالپرسی معمولاً با آغوش و بوسه فراوان صمیمیانه است، درست مانند رسم فرانسوی 'faire la bise'.

The effusive praise the professor heaped on one of the students seemed to imply indifference toward or disapproval of the rest.

تشکر فراوان استاد از یکی از دانشجویان به گونه ای به نظر می رسید که نسبت به بقیه بی تفاوت یا ناراضی است.

B its of strombolian-type scoria and Hawaii-type effusive lava may accompany lately after Phreatomagmaticerup tion, they constitute a erup tive activity cycle in its entirely.

تکه‌های سنگ گدازه‌ای از نوع استرمبولین و گدازه‌های صمیمیانه از نوع هاوایی ممکن است اخیراً پس از فوران فاره‌ای آتشفشانی همراه باشند، آنها یک چرخه فعالیت فورانی را به طور کامل تشکیل می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید