endow

[ایالات متحده]/ɪnˈdaʊ/
[بریتانیا]/ɪnˈdaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اهدا کردن; به طور طبیعی داشتن; اعطا کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

endow with talent

با استعداد ارمانی کردن

endow a scholarship

بورس تحصیلی اهدای

endow a foundation

بنیادی اهدای

endow with

با ... ارمانی کردن

جملات نمونه

he endowed the Church with lands.

او کلیسا را با زمین موقوفه بخشید.

He is endowed with genius.

او با نبوغ موهبت داده شده است.

This country is favourably endowed climatically.

این کشور از نظر آب و هوایی به طور مطلوب موهبت داده شده است.

he was endowed with tremendous physical strength.

او با قدرت بدنی فوق العاده موهبت داده شده بود.

the country is well endowed with mineral resources.

این کشور به خوبی با منابع معدنی موهبت داده شده است.

She is endowed with great writing ability.

او با توانایی نوشتن فوق العاده موهبت داده شده است.

He endowed a bed in a hospital.

او یک تخت در بیمارستان موقوفه کرد.

She is endowed with great musical ability.

او با توانایی موسیقیایی فوق العاده موهبت داده شده است.

endowed the family pet with human intelligence.

حیوان خانگی خانواده را با هوش انسانی موهبت داد.

Many of the most successful people are endowed with brains, talent, and perseverance.

بسیاری از موفق ترین افراد با ذهن، استعداد و پشتکار موهبت داده شده اند.

Our great motherland is favorably endowed climately.

سرزمین بزرگ ما از نظر آب و هوایی به طور مطلوب موهبت داده شده است.

The rich businessman endowed the hospital with half his fortune.

تاجر ثروتمند نیمی از ثروت خود را به بیمارستان وقف کرد.

Nature has endowed her with great musical ability.

طبیعت به او توانایی موسیقیایی فوق العاده داده است.

Nature endowed her with a beautiful singing voice.

طبیعت به او یک صدای آواز زیبا داده است.

This manor was built by Hugo, Sire of Somerel, the same who endowed the sixth chaplaincy of the Abbey of Villiers.

این اقامتگاه توسط هوگو، سرِ سومرل، همان کسی که کمک هزینه‌ی سرایدار ششم صومعه‌ی ویلیارز را تأمین کرد، ساخته شد.

The Casanova endows suffocatingly French kiss suddenly on you, it is strange, pay back a palm.

کازانوا به طور خفقان آور بوسه فرانسوی را ناگهان به شما می بخشد، عجیب است، یک دست پاسخ دهید.

Endowed with intensive structure and soft palate, it leaves long dryish tastes in finish.

با ساختار فشرده و نرم کام، طعم‌های خشک و طولانی را در پایان به جا می‌گذارد.

Languages are endowed with the aesthetics of rhymes, which can be chiefly divided into alliteration, assonance, rhyme and echoism.

زبان‌ها با زیبایی شناسی قافیه ها مزین شده اند که می توان آنها را عمدتاً به صورت تکرار، هم آوایی، قافیه و تکرار تقسیم کرد.

نمونه‌های واقعی

Whoa, Dad, you can't, like, endow a creature with sentience and then rip it away.

وای پدر، شما نمی‌توانید موجودی را با حس و شعور آفرینش کنید و سپس آن را از او بگیريد.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Nature endowed her with both a good mind and good looks.

طبیعت او را هم با ذهن خوب و هم با چهره زیبا موهبت داده بود.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

We want to take constant advantage of all the intoxicating existence we've been endowed with.

ما می‌خواهیم به طور مداوم از تمام وجود مسحورکننده‌ای که به ما عطا شده است، استفاده کنیم.

منبع: A Brief History of Everything

And yet nature has endowed them with a surprising ability to produce foam.

با این حال، طبیعت به آنها توانایی شگفت‌انگیزی برای تولید کف داده است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

And let's not also forget that Africa is endowed with vast natural resources, including significant renewable potential.

و فراموش نکنیم که آفریقا با منابع طبیعی گسترده، از جمله پتانسیل قابل توجه تجدیدپذیر، موهبت داده شده است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But chickadees aren't the only ones endowed with chirping abilities.

اما چلیده‌ها تنها موجوداتی نیستند که با توانایی‌های آواز خواندن موهبت داده شده‌اند.

منبع: Science in 60 Seconds November 2017 Compilation

It is believed the blessing endows animals with good health and a happy life.

این باور وجود دارد که این موهبت به حیوانات سلامتی و زندگی شاد می‌بخشد.

منبع: AP Listening January 2014 Collection

The rich man endowed the college he had attended.

مرد ثروتمند کالجی را که تحصیل کرده بود، موهبت کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

The funds are at the discretion of the trustee who endowed them.

این بودجه به صلاحدید متولیانی است که آن را موهبت کرده‌اند.

منبع: the chair

It's unclear if this small genetic tweak endows humans with the same benefits as the mice.

مشخص نیست که آیا این تغییر کوچک ژنتیکی انسان‌ها را با همان فوایدی که برای موش‌ها دارد، موهبت می‌کند یا خیر.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید