they were dancing energetically in a ring.
آنها با انرژی در یک حلقه در حال رقصیدن بودند.
he was sawing away energetically at the loaf.
او با انرژی زیاد در حال sawing کردن نان بود.
the pi electrons are delocalized and energetically stable.
الکترونهای π غیرمتمرکز و از نظر انرژی پایدار هستند.
At present we must energetically encourage the practice of making investigations and studies.
در حال حاضر، ما باید به طور فعالانه تشویق به انجام تحقیقات و مطالعات کنیم.
She danced energetically on the stage.
او با انرژی زیاد روی صحنه رقصید.
He spoke energetically about his passion for the project.
او با شور و شوق زیاد درباره اشتیاق خود به پروژه صحبت کرد.
The team worked energetically to meet the deadline.
تیم با تلاش زیاد برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
The children played energetically in the park.
کودکان با انرژی زیاد در پارک بازی کردند.
She sang energetically during the concert.
او با انرژی زیاد در طول کنسرت آواز خواند.
He ran energetically in the marathon.
او با انرژی زیاد در ماراتن دوید.
The students participated energetically in the school event.
دانش آموزان با شور و شوق زیاد در رویداد مدرسه شرکت کردند.
The dog wagged its tail energetically when its owner returned home.
وقتی صاحبش به خانه بازگشت، سگ با انرژی زیاد دم خود را تکان داد.
She painted energetically, expressing her emotions through art.
او با انرژی زیاد نقاشی کرد و احساسات خود را از طریق هنر بیان کرد.
The singer performed energetically on stage, captivating the audience.
خواننده با انرژی زیاد روی صحنه اجرا کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
" You must not go! " she exclaimed energetically.
" شما نباید بروید!" او با طنین و شور و شوق فریاد زد.
منبع: Wuthering Heights (abridged version)Harry raised his right hand, hesitated, and then waved it energetically in from of Dumbledore's face.
هری دست راست خود را بالا برد، مکث کرد و سپس با شور و شوق دست خود را جلوی صورت دامبلدور تکان داد.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireWell, the bombing has been energetically condemned by all sides.
خب، بمباران به طور قاطعانه توسط همه طرف ها محکوم شده است.
منبع: NPR News November 2015 CompilationTo do so might have been too energetically costly.
انجام این کار ممکن بود بیش از حد پرهزینه باشد.
منبع: Science in 60 Seconds February 2018 CollectionIndian swamis and gurus energetically promoted their teachings to new converts.
سوامی ها و گوروی هندی با شور و شوق تعالیم خود را به پیروان جدید تبلیغ کردند.
منبع: The Economist (Summary)Looking down, Harry saw Hagrid digging energetically in front of his cabin.
با نگاهی به پایین، هری دید که هاگرید با شور و شوق جلوی کلبه اش مشغول کندن زمین است.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireChina, as a country of people on the move, is energetically pursuing prosperity.
چین، به عنوان کشوری از مردم در حال حرکت، با شور و شوق به دنبال رفاه است.
منبع: CRI Online January 2019 CollectionFor two hours our fishing proceeded energetically but without bringing up any rarities.
برای دو ساعت ماهیگیری ما با شور و شوق ادامه یافت اما هیچ چیز نادری به دست نیاوردیم.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)Ms Lagarde has energetically broadened its concerns to include inequality, gender and climate change.
خانم لاگارد با شور و شوق نگرانی های خود را برای شامل کردن نابرابری، جنسیت و تغییرات آب و هوایی گسترش داده است.
منبع: The Economist (Summary)It's probably so energetically difficult to move around when it's so hot.
احتمالاً به دلیل گرما، به حرکت رفتن به طور فعال بسیار دشوار است.
منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American October 2022 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید