dynamically

[ایالات متحده]/dʌɪˈnæmɪkli/
[بریتانیا]/daɪˈnæmɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که با تغییرات مداوم، فعالیت یا پیشرفت مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

dynamically adjust

تنظیم پویا

dynamically change

تغییر پویا

dynamically grow

رشد پویا

dynamically update

به‌روزرسانی پویا

dynamically scale

مقیاس‌بندی پویا

dynamically learn

یادگیری پویا

dynamically link

ارتباط پویا

dynamically respond

پاسخ پویا

dynamically evolve

تکامل پویا

جملات نمونه

the website dynamically updates its content.

وب‌سایت محتوای خود را به صورت پویا به‌روزرسانی می‌کند.

he dynamically adjusts his strategy based on the situation.

او استراتژی خود را بر اساس شرایط به صورت پویا تنظیم می‌کند.

the software dynamically allocates resources to different tasks.

نرم‌افزار منابع را به صورت پویا به وظایف مختلف اختصاص می‌دهد.

the market is dynamically changing.

بازار به صورت پویا در حال تغییر است.

they dynamically respond to customer feedback.

آنها به طور پویا به بازخورد مشتریان پاسخ می‌دهند.

the pricing model dynamically adjusts based on demand.

مدل قیمت‌گذاری به طور پویا بر اساس تقاضا تنظیم می‌شود.

she dynamically presents information in her lectures.

او اطلاعات را به طور پویا در سخنرانی‌های خود ارائه می‌دهد.

the team dynamically collaborates on projects.

تیم به صورت پویا روی پروژه‌ها همکاری می‌کند.

the music dynamically shifts between genres.

موسیقی به طور پویا بین ژانرها تغییر می‌کند.

he dynamically navigates complex situations.

او به طور پویا در شرایط پیچیده حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید