enforceable

[ایالات متحده]/ɪn'forsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت اجرای، مجبور کردن، یا پیاده‌سازی.

عبارات و ترکیب‌ها

valid and enforceable

معتبر و قابل اجرا

جملات نمونه

an agreement enforceable at law.

يه قرارداد اجرايي در قانون

Japan offers a temptingly quick cheap break, but—for foreigners—little or no enforceable contact with the kids thereafter, notes Jeremy Morley, a New York-based “international divorce strategist”.

ژاپن یک فرصت سریع و ارزان وسوسه‌انگیز ارائه می‌دهد، اما - برای افراد خارجی - تماس قابل اجرا یا وجود تماس با کودکان پس از آن تقریباً صفر است، به گفته جرمی موریلی، یک «استراتژیست طلاق بین‌المللی» مقیم نیویورک.

make a contract enforceable

یک قرارداد را قابل اجرا کنید

نمونه‌های واقعی

He struck down an effort to make mask-wearing legally enforceable in Houston.

وی تلاشی برای قانونی کردن استفاده از ماسک در هیوستون را لغو کرد.

منبع: The Economist (Summary)

The president himself has said he doesn't think these laws are enforceable.

خود رئیس‌جمهور گفته است که فکر نمی‌کند این قوانین قابل اجرا باشند.

منبع: CNN Listening January 2013 Collection

" That's going to be the battleground that decides how enforceable abortion bans are."

منبع: VOA Special May 2022 Collection

They finally have enforceable caseloads for the therapists and school counselors that they say were drastically overworked.

آنها اکنون بار کاری قابل اجرا برای درمانگران و مشاوران مدارس دارند که می‌گویند به شدت اضافه کار بوده‌اند.

منبع: NPR News September 2015 Collection

It’s got strong provisions for workers and the environment -- provisions that, unlike in past agreements, are actually enforceable.

دارای الزامات قوی برای کارگران و محیط زیست است - الزاماتی که، بر خلاف توافقات گذشته، در واقع قابل اجرا هستند.

منبع: Obama's weekly television address.

They are enforceable by laws and any pariy who defaults the contract may be sued and forced to make compensation.

اینها طبق قوانین قابل اجرا هستند و هر پارتی که قرارداد را نقض کند می تواند مورد شکایت قرار گیرد و مجبور به جبران خسارت شود.

منبع: Foreign Trade English Topics King

And that can help be a deterrent. So, those are enforceable.

و این می تواند به عنوان یک بازدارنده کمک کند. بنابراین، آنها قابل اجرا هستند.

منبع: PBS Business Interview Series

Unlike global climate commitments, trade deals are highly enforceable.

برخلاف تعهدات جهانی در زمینه آب و هوا، توافقات تجاری به شدت قابل اجرا هستند.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

But this argument was refuted too: the lawyers who read the simplified contracts rated them just as enforceable as the complex ones.

اما این استدلال نیز رد شد: وکلای داوطلبی که قراردادهای ساده شده را خواندند، آنها را به اندازه قراردادهای پیچیده قابل اجرا ارزیابی کردند.

منبع: The Economist - Technology

I called her up and I said, Hey, herb, you know, I've consulted, you know, legal counsel that this thing is not really enforceable.

من با او تماس گرفتم و گفتم، هِی، هرب، می‌دونی، من با مشاور حقوقی مشورت کردم، می‌دونی، این چیز واقعاً قابل اجرا نیست.

منبع: How did I build all of this?

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید