binding

[ایالات متحده]/'baɪndɪŋ/
[بریتانیا]/'baɪndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بستن یا گره زدن چیزی به هم
adj. مربوط به عمل بستن یا گره زدن چیزی به هم; دارای اثر محدودکننده
v. بستن یا گره زدن چیزی به هم

عبارات و ترکیب‌ها

binding contract

قرارداد الزام‌آور

binding agreement

توافق الزام‌آور

binding resolution

تصمیم الزام‌آور

binding commitment

متعهد بودن

binding on

الزام‌آور برای

legally binding

دارای اعتبار قانونی

binding force

قدر اجباری

binding machine

دستگاه بسته‌بندی

binding energy

انرژی بسته‌بندی

binding protein

پروتئین بسته‌شونده

binding material

مواد بسته‌بندی

binding agent

عامل اتصال

binding site

محل اتصال

binding effect

اثر الزام‌آور

protein binding

اتصال پروتئین

binding power

قدرت الزام‌آور

binding property

ویژگی الزام‌آور

late binding

بسته‌بندی دیر

binding wire

سیم بسته‌بندی

original binding

بسته‌بندی اصلی

perfect binding

بسته‌بندی کامل

edge binding

بسته‌بندی لبه

جملات نمونه

This regulation is binding on everybody.

این مقررات برای همه لازم الاجرا است.

binding arbitration; a binding agreement.

داوری الزام‌آور؛ توافق الزام‌آور.

He is binding a new book.

او یک کتاب جدید را صحافی می‌کند.

The agreement will be legally binding.

توافق از نظر قانونی الزام‌آور خواهد بود.

Edition binding : Conventional casebound binding produced under a production line.

جلد نسخه : صحافی سنتی جلدبندی که در یک خط تولید تولید می‌شود.

the binding of antibodies to cell surfaces.

اتصال آنتی‌بادی‌ها به سطوح سلولی

The binding constants K for aesculin and aesculetin was calculated.

مقادیر ثابت اتصال K برای اسکولین و اسکولتین محاسبه شد.

a legally binding contract which can only be broken by mutual consent.

قراردادی که از نظر قانونی الزام‌آور است و فقط با توافق متقابل قابل لغو است.

signed bindings by superb craftsmen command a high price.

جلدبندی‌های امضا شده توسط صنعتگران ماهر قیمت بالایی دارند.

a legally binding contract to install new windows in the house;

قراردادی که از نظر قانونی الزام‌آور است تا پنجره‌های جدید در خانه نصب شود.

cap binding in vitro and cap-dependent transcription in vivo by the trimeric polymerase complex.

اتصال سر در شرایط آزمایشگاهی و رونویسی وابسته به سر در شرایط آزمایشگاهی توسط کمپلکس پلی مراز سه تایی.

Rat lipolysaccharide binding protein,LBP Elisa...

پروتئین اتصال لیپولی ساکارید موش، ELISA...

(b)Exciton binding energy as afunction of barrier thicknessLAlGaN.

(ب) انرژی اتصال اگزیتون به عنوان تابعی از ضخامت سد LAlGaN.

The topological optimization designing method of claspers binding mechanism was introduced.

روش طراحی بهینه‌سازی توپولوژیکی مکانیسم اتصال گیره‌ها معرفی شد.

Both sides have agreed that the arbitration will be binding.

هر دو طرف توافق کرده‌اند که داوری الزام‌آور خواهد بود.

The contract was not signed and has no binding force.

قرارداد امضا نشد و هیچ‌گونه الزام قانونی ندارد.

A document signed abroad is as legally binding as one signed at home.

یک سند امضا شده در خارج از کشور به همان اندازه از نظر قانونی به عنوان یک سند امضا شده در کشور خود ملزم است.

The latter effects can be attributed to the high bile acid-binding capacity of cholestyramine.

اثرات بعدی را می توان به توانایی بالای اتصال اسید صفراوی کلستیرامین نسبت داد.

Consequent upon the structural flexibility and the ligand binding, circulating albumin exhibits chemical and physical microheterogeneity.

به دلیل انعطاف‌پذیری ساختاری و اتصال لیگاند، آلبومین گردش خون نشان‌دهنده ریزهمگنی شیمیایی و فیزیکی است.

The result indicates that CF is si-mular with GF in binding with PMMA matrix.

نتیجه نشان می‌دهد که CF مشابه GF در اتصال با ماتریس PMMA است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید