entangles with
با درهم تنیدگی
entangles in
در هم تنیدگی
entangles us
ما را در هم میپیچد
entangles them
آنها را در هم میپیچد
entangles life
زندگی را در هم میپیچد
entangles thoughts
افکار را در هم میپیچد
entangles fate
سرنوشت را در هم میپیچد
entangles emotions
احساسات را در هم میپیچد
entangles issues
مسائل را در هم میپیچد
entangles relationships
روابط را در هم میپیچد
the story entangles the characters in a web of deceit.
داستان شخصیتها را در شبکهای از فریب گرفتار میکند.
his emotions entangle him in a difficult decision.
احساسات او را در یک تصمیم دشوار گرفتار میکند.
the vines entangle the old tree, creating a beautiful scene.
سرشاخه ها درخت قدیمی را در بر می گیرند و صحنه ای زیبا ایجاد می کنند.
she often entangles herself in other people's problems.
او اغلب خود را در مشکلات دیگران گرفتار میکند.
the plot thickens as the mystery entangles everyone.
با غلیظ شدن داستان، راز همه را درگیر میکند.
his thoughts entangle him in a spiral of anxiety.
افکار او را در گردابی از اضطراب گرفتار میکند.
the debate entangles various viewpoints on the issue.
بحث دیدگاههای مختلف در مورد این موضوع را در هم میپیچد.
her past experiences entangle her present relationships.
تجربیات گذشته او روابط فعلی او را در هم میپیچد.
the laws entangle businesses in complex regulations.
قوانین کسب و کارها را در مقررات پیچیده درگیر میکنند.
the children play, and their laughter entangles the air with joy.
کودکان بازی میکنند و خندههایشان هوا را با شادی در هم میپیچد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید