chains

[ایالات متحده]/[tʃeɪnz]/
[بریتانیا]/[tʃeɪnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری حلقه های فلزی متصل به هم که برای محدود کردن کسی یا چیزی استفاده می شود؛ گروهی از افرادی که با هم کار می کنند، به ویژه در یک تجارت؛ توالی ای از وقایع یا اقدامات
v. با زنجیر بستن یا محکم کردن؛ به هم متصل یا مرتبط کردن؛ ایجاد ارتباط یا وابستگی بین چیزی
adj. متصل با زنجیر یا یک سری

عبارات و ترکیب‌ها

breaking chains

شکستن زنجیرها

iron chains

زنجیرهای آهنی

chains of office

زنجیر مقام

heavy chains

زنجیرهای سنگین

chainsaw safety

ایمنی دستگاه زنجیری

wearing chains

پوشیدن زنجیر

chains and locks

زنجیر و قفل

chainsaw repair

تعمیر دستگاه زنجیری

chains of command

زنجیره فرمان

lost chains

زنجیرهای گم شده

جملات نمونه

the dog strained against its leash, pulling on the chains.

سگ در حالی که به قلاده‌اش می‌کشید، زنجیرها را می‌کشید.

he broke the chains of poverty through hard work and determination.

او با تلاش و اراده، زنجیرهای فقر را شکست.

the bicycle had a rusty chain that needed lubrication.

دوچرخه یک زنجیر زنگ‌زدگی داشت که نیاز به روان‌کاری داشت.

she felt chained to her desk, longing for a break.

او احساس می‌کرد به میز خود زنجیر شده است و مشتاق یک استراحت است.

the security guard checked the chains on the gate.

نگهبان امنیتی زنجیرهای دروازه را بررسی کرد.

they were caught in a chain of events beyond their control.

آنها در یک زنجیره رویدادها که از کنترل آنها خارج بود، گرفتار شدند.

the restaurant offers a chain of delicious seafood dishes.

رستوران مجموعه‌ای از غذاهای دریایی خوشمزه ارائه می‌دهد.

he climbed the mountains, linking each peak in a chain.

او به قله‌های کوه صعود کرد و هر قله را در یک زنجیره به هم پیوند داد.

the company expanded, forming a chain of retail stores.

شرکت گسترش یافت و یک زنجیره فروشگاه خرده‌فروشی تشکیل داد.

the food chain shows the flow of energy in an ecosystem.

زنجیره غذایی نشان‌دهنده جریان انرژی در یک اکوسیستم است.

the snow chains provided better traction on the icy road.

زنجیرهای برف کشش بهتری را روی جاده‌ی یخی فراهم کردند.

the prisoner rattled the chains, hoping for a miracle.

زندانی زنجیرها را به حرکت درآورد و امیدوار بود معجزه رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید