breaking chains
شکستن زنجیرها
iron chains
زنجیرهای آهنی
chains of office
زنجیر مقام
heavy chains
زنجیرهای سنگین
chainsaw safety
ایمنی دستگاه زنجیری
wearing chains
پوشیدن زنجیر
chains and locks
زنجیر و قفل
chainsaw repair
تعمیر دستگاه زنجیری
chains of command
زنجیره فرمان
lost chains
زنجیرهای گم شده
the dog strained against its leash, pulling on the chains.
سگ در حالی که به قلادهاش میکشید، زنجیرها را میکشید.
he broke the chains of poverty through hard work and determination.
او با تلاش و اراده، زنجیرهای فقر را شکست.
the bicycle had a rusty chain that needed lubrication.
دوچرخه یک زنجیر زنگزدگی داشت که نیاز به روانکاری داشت.
she felt chained to her desk, longing for a break.
او احساس میکرد به میز خود زنجیر شده است و مشتاق یک استراحت است.
the security guard checked the chains on the gate.
نگهبان امنیتی زنجیرهای دروازه را بررسی کرد.
they were caught in a chain of events beyond their control.
آنها در یک زنجیره رویدادها که از کنترل آنها خارج بود، گرفتار شدند.
the restaurant offers a chain of delicious seafood dishes.
رستوران مجموعهای از غذاهای دریایی خوشمزه ارائه میدهد.
he climbed the mountains, linking each peak in a chain.
او به قلههای کوه صعود کرد و هر قله را در یک زنجیره به هم پیوند داد.
the company expanded, forming a chain of retail stores.
شرکت گسترش یافت و یک زنجیره فروشگاه خردهفروشی تشکیل داد.
the food chain shows the flow of energy in an ecosystem.
زنجیره غذایی نشاندهنده جریان انرژی در یک اکوسیستم است.
the snow chains provided better traction on the icy road.
زنجیرهای برف کشش بهتری را روی جادهی یخی فراهم کردند.
the prisoner rattled the chains, hoping for a miracle.
زندانی زنجیرها را به حرکت درآورد و امیدوار بود معجزه رخ دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید