everyplace

[ایالات متحده]/ˈɛvrɪpleɪs/
[بریتانیا]/ˈɛvriˌpleɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در همه جا; همه جا; در مکان‌های مختلف; در اطراف

عبارات و ترکیب‌ها

everyplace i go

هر جایی که می‌روم

everyplace you look

هر جایی که نگاه می‌کنی

everyplace we travel

هر جایی که سفر می‌کنیم

everyplace they visit

هر جایی که آن‌ها بازدید می‌کنند

everyplace feels different

هر جایی احساس متفاوتی دارد

everyplace is unique

هر جایی منحصر به فرد است

everyplace has charm

هر جایی جذابیت دارد

everyplace needs love

هر جایی به عشق نیاز دارد

everyplace is special

هر جایی خاص است

everyplace offers beauty

هر جایی زیبایی ارائه می‌دهد

جملات نمونه

everyplace i go, i see new faces.

هر جا که می‌روم، چهره‌های جدیدی می‌بینم.

she leaves her mark everyplace she visits.

او جایگاه خود را در هر جایی که بازدید می‌کند، به جا می‌گذارد.

he spreads kindness everyplace he works.

او مهربانی را در هر جایی که کار می‌کند، گسترش می‌دهد.

everyplace has its own unique culture.

هر جا فرهنگ منحصر به فرد خود را دارد.

they travel everyplace during their summer vacation.

آنها در طول تعطیلات تابستانی خود به هر جا سفر می‌کنند.

everyplace feels different in the spring.

هر جا در بهار حس متفاوتی دارد.

she finds inspiration everyplace she looks.

او الهام را در هر جایی که نگاه می‌کند، پیدا می‌کند.

everyplace can be a learning opportunity.

هر جا می‌تواند فرصتی برای یادگیری باشد.

he enjoys exploring everyplace with his friends.

او از کاوش در هر جا با دوستانش لذت می‌برد.

everyplace holds a story waiting to be told.

هر جا داستانی دارد که منتظر تعریف شدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید