everywhere

[ایالات متحده]/'evrɪweə/
[بریتانیا]/'ɛvrɪwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در همه جا، در همه نقاط؛ موجود یا رخ دادن در همه جا؛ همه جا حاضر

عبارات و ترکیب‌ها

almost everywhere

تقریباً همه جا

everywhere you go

هرجا که می‌روی

جملات نمونه

everywhere was in darkness.

همه جا تاریک بود.

A vagrant is everywhere at home.

یک ولگرد همه جا در خانه است.

almost everywhere divergent

تقریباً همه جا متفاوت

This kind of romanticism is everywhere in Buchan’s books.

این نوع رمانتیسیسم در کتاب‌های بوچان همه جا وجود دارد.

Everywhere they went,they were warmly welcomed.

هرجا که می‌رفتند، با آغوش باز مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

everywhere she went she was fêted.

هرجا که می‌رفت، مورد تجلیل قرار می‌گرفت.

Everywhere are scenes of prosperity.

همه جا صحنه‌های رونق وجود دارد.

I searched everywhere for the book.

من همه جا برای کتاب جستجو کردم.

People come from everywhere to celebrate the victory.

افراد از همه جا برای جشن گرفتن پیروزی می آیند.

Everywhere wallpaper hung in tatters.

همه جا کاغذ دیواری پاره پاره آویزان بود.

he was greeted everywhere with roaring crowds.

هرجا با جمعیتی غوغا کننده مورد استقبال قرار گرفت.

I looked everywhere for my lost key.

من همه جا برای کلید گمشده‌ام گشتم.

I’d be in a bind without a car. I drive everywhere these days.

بدون ماشین در مضیقه قرار می‌گیرم. این روزها همه جا با ماشین رانندگی می‌کنم.

We have looked everywhere for you.

ما همه جا برای شما گشته‌ایم.

She took her transistor everywhere with her.

او رادیوی جیبی خود را همه جا با خود می‌برد.

The Queen was feted everywhere she went.

ملکه در هرجا که می‌رفت مورد تجلیل قرار می‌گرفت.

She has taken extensive photographs of every place she's ever lived in, substitution of everywhere would make no sense,

او عکس‌های گسترده‌ای از هر مکانی که تا به حال زندگی کرده گرفته است، جایگزینی عبارت «همه جا» بی‌معنی خواهد بود.

they are the same machines used everywhere else in the world.

این همان ماشین‌هایی است که در سایر نقاط جهان استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

You flipped the table. There was food everywhere.

شما میز را وارونه کردید. همه جا غذا وجود داشت.

منبع: We Bare Bears

The glacial epoch is over, so why is there ice everywhere?

عصر یخبندان به پایان رسیده است، چرا همه جا یخ وجود دارد؟

منبع: Selected Literary Poems

" You'll start seeing death omens everywhere. It's enough to frighten anyone to death. "

"شما شروع به دیدن نشانه‌های مرگ همه جا خواهید کرد. این کافی است تا هر کسی را تا مرگی بترساند."

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Well, people judge me everywhere I go.

خب، مردم در همه جا که می‌روم، قضاوت می‌کنند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Oh, well, I've got candles. I got candles everywhere.

اوه، خب، من شمع دارم. من همه جا شمع دارم.

منبع: Modern Family Season 6

Cuz I just hearing you everywhere. Yeah.

چون من فقط صدای شما را همه جا می‌شنوم. بله.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

My mother would take us everywhere, too.

مادرم ما را هم به همه جا می‌برد.

منبع: Travel Across America

I see the photo of her in that costume everywhere.

من عکس او را در آن لباس همه جا می‌بینم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

And of course, there was snow everywhere.

و البته، همه جا برف بود.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 1)

And decent people everywhere should reject it.

و مردم شریف همه جا باید آن را رد کنند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید