grow up
بزرگ شدن
grow crops
کشت محصول
grow stronger
قوی تر شدن
grow rapidly
به سرعت رشد کردن
grow old
پیر شدن
grow in popularity
افزایش محبوبیت
grow in
در ... رشد کردن
grow into
به ... تبدیل شدن
grow on
دوست داشتنی شدن
grow together
همراه با هم رشد کردن
grow from
از ... رشد کردن
grow out
از ... خارج شدن
grow out of
از ... خارج شدن
grow rice
برنج کشت کردن
grow vegetables
سبزیجات کشت کردن
grow flowers
گل پرورش دادن
grow angry; grow closer.
عصبانی شو؛ نزدیکتر شو.
They are growing impatient.
آنها دارند بیحوصله میشوند.
an inclination to grow fat
تمایلی به چاق شدن
the campaign is growing by the day.
کمپین روز به روز در حال رشد است.
A boy grows into a man.
یک پسر به مرد تبدیل میشود.
a taste that grows on a person.
طعمي که برای یک شخص جذاب میشود.
this stuff grows on you.
این چیزها به شما عادت میکند.
a short growing season.
یک فصل رشد کوتاه.
men mature as they grow older.
مردان با بزرگ شدن، پختهتر میشوند.
the necessity of growing old.
ضرورت پیر شدن.
the growing pile of work.
توده رو به رشدی از کار.
the acorns grow on stalks.
بلند شدن بلوطها روی ساقه
an organization with a growing membership.
یک سازمان با عضویت رو به رشد.
Bob is growing old.
باب پیر می شود.
The village is growing into a town.
دهکده در حال تبدیل شدن به یک شهر است.
He is growing old.
او دارد پیر میشود.
The branch is growing outwards.
شاخه به سمت بیرون در حال رشد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید