grow

[ایالات متحده]/ɡrəʊ/
[بریتانیا]/ɡroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. افزایش اندازه یا مقدار؛ توسعه یا بزرگتر یا پیشرفته‌تر شدن
vt. کاشتن یا کشت کردن؛ باعث رشد یا گسترش چیزی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

grow up

بزرگ شدن

grow crops

کشت محصول

grow stronger

قوی تر شدن

grow rapidly

به سرعت رشد کردن

grow old

پیر شدن

grow in popularity

افزایش محبوبیت

grow in

در ... رشد کردن

grow into

به ... تبدیل شدن

grow on

دوست داشتنی شدن

grow together

همراه با هم رشد کردن

grow from

از ... رشد کردن

grow out

از ... خارج شدن

grow out of

از ... خارج شدن

grow rice

برنج کشت کردن

grow vegetables

سبزیجات کشت کردن

grow flowers

گل پرورش دادن

جملات نمونه

grow angry; grow closer.

عصبانی شو؛ نزدیک‌تر شو.

They are growing impatient.

آنها دارند بی‌حوصله می‌شوند.

an inclination to grow fat

تمایلی به چاق شدن

the campaign is growing by the day.

کمپین روز به روز در حال رشد است.

A boy grows into a man.

یک پسر به مرد تبدیل می‌شود.

a taste that grows on a person.

طعمي که برای یک شخص جذاب می‌شود.

this stuff grows on you.

این چیزها به شما عادت می‌کند.

a short growing season.

یک فصل رشد کوتاه.

men mature as they grow older.

مردان با بزرگ شدن، پخته‌تر می‌شوند.

the necessity of growing old.

ضرورت پیر شدن.

the growing pile of work.

توده رو به رشدی از کار.

the acorns grow on stalks.

بلند شدن بلوط‌ها روی ساقه

an organization with a growing membership.

یک سازمان با عضویت رو به رشد.

Bob is growing old.

باب پیر می شود.

The village is growing into a town.

دهکده در حال تبدیل شدن به یک شهر است.

He is growing old.

او دارد پیر می‌شود.

The branch is growing outwards.

شاخه به سمت بیرون در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید