hyperbolic

[ایالات متحده]/ˌhaɪpə'bɒlɪk/
[بریتانیا]/ˌhaɪpɚ'bɑlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا بودن یک هایپرولا; اغراق آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

hyperbolic function

تابع های هذلولی

hyperbolic geometry

هندسه هذلولی

hyperbolic space

فضای هذلولی

hyperbolic equation

معادله هذلولی

hyperbolic tangent

تانت هایپربولیک

hyperbolic curve

منحنی هذلولی

hyperbolic secant

سکانت هذلولی

جملات نمونه

Her hyperbolic claims made everyone skeptical.

اظهارات اغراق‌آمیز او باعث بدبینی همه شد.

The hyperbolic advertising exaggerated the benefits of the product.

تبلیغات اغراق‌آمیز مزایای محصول را بزرگنمایی می‌کرد.

He has a tendency to use hyperbolic language in his speeches.

او تمایل دارد از زبان اغراق‌آمیز در سخنرانی‌های خود استفاده کند.

The hyperbolic praise from the critics boosted the artist's confidence.

تعریف و تمجید اغراق‌آمیز منتقدان باعث افزایش اعتماد به نفس هنرمند شد.

Her hyperbolic reaction to the news was unexpected.

واکنش اغراق‌آمیز او به این خبر غیرمنتظره بود.

The hyperbolic curve on the graph indicates exponential growth.

منحنی هایپربولیک روی نمودار نشان‌دهنده رشد نمایی است.

The hyperbolic statements in the article were meant to provoke discussion.

اظهارات اغراق‌آمیز در مقاله برای برانگیختن بحث طراحی شده بودند.

His hyperbolic gestures added drama to his storytelling.

حرکات اغراق‌آمیز او به داستان‌گویی‌اش درام اضافه کرد.

The hyperbolic nature of her complaints made it hard to take her seriously.

ماهیت شکایت‌های اغراق‌آمیز او باعث شد که گرفتن او را جدی نگیرند.

The hyperbolic headlines in the tabloids often mislead readers.

تیترهای اغراق‌آمیز در نشریات زرد اغلب خوانندگان را گمراه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید