overstated

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsteɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsteɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بزرگتر، بهتر یا بدتر از آنچه که واقعاً هست توصیف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overstated claims

ادعاهای اغراق‌آمیز

overstated importance

اهمیت اغراق‌آمیز

overstated expectations

انتظارات اغراق‌آمیز

overstated risks

ریسک‌های اغراق‌آمیز

overstated benefits

مزایای اغراق‌آمیز

overstated figures

اعداد اغراق‌آمیز

overstated value

ارزش اغراق‌آمیز

overstated impact

تاثیر اغراق‌آمیز

overstated achievements

دستاوردهای اغراق‌آمیز

overstated performance

عملکرد اغراق‌آمیز

جملات نمونه

his achievements have been overstated in the media.

دستاوردهای او در رسانه ها اغراق شده است.

it's easy to see how the risks can be overstated.

مشاهده نحوه اغراق در خطرات آسان است.

the importance of this discovery has been overstated.

اهمیت این کشف اغراق آمیز است.

some critics argue that the benefits are overstated.

برخی از منتقدان استدلال می کنند که مزایا اغراق شده اند.

his influence on the project was overstated by the team.

تأثیر او بر پروژه توسط تیم اغراق شده بود.

they believe the economic impact has been overstated.

آنها معتقدند که تأثیر اقتصادی اغراق شده است.

her role in the film was overstated in the promotional materials.

نقش او در فیلم در مواد تبلیغاتی اغراق شده بود.

many people feel that the dangers of the product are overstated.

بسیاری از مردم احساس می کنند که خطرات محصول اغراق شده است.

his contributions to the project were overstated by his manager.

سهم او در پروژه توسط مدیرش اغراق شده بود.

some aspects of the event were overstated in the reviews.

برخی از جنبه های رویداد در بررسی ها اغراق شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید