excusably late
بهانهدار دیر رسیدن
excusably absent
بهانهدار غایب
excusably busy
بهانهدار مشغول
excusably tired
بهانهدار خسته
excusably distracted
بهانهدار حواسپرته
excusably overwhelmed
بهانهدار تحت فشار
excusably unprepared
بهانهدار آماده نبودن
excusably forgetful
بهانهدار فراموشکار
excusably emotional
بهانهدار احساساتی
excusably confused
بهانهدار گیج
she excusably forgot to submit her report.
او به طور قابل قبولی فراموش کرد گزارش خود را ارسال کند.
he was excusably late due to traffic.
او به دلیل ترافیک به طور قابل قبولی دیر رسید.
they excusably missed the meeting because of an emergency.
آنها به دلیل یک اورژانس به طور قابل قبولی جلسه را از دست دادند.
her absence was excusably justified by her illness.
غیبت او به طور قابل قبولی به دلیل بیماری او توجیه میشد.
he excusably overlooked the deadline.
او به طور قابل قبولی مهلت را نادیده گرفت.
the students excusably struggled with the difficult material.
دانشجویان به طور قابل قبولی در مقابله با مطالب دشوار مشکل داشتند.
it was excusably noisy in the café during the rush hour.
در ساعات شلوغی در کافه به طور قابل قبولی سر و صدا وجود داشت.
she excusably reacted strongly to the unexpected news.
او به طور قابل قبولی به طور قوی به خبر غیرمنتظره واکنش نشان داد.
his excusably defensive attitude surprised everyone.
حرفهای دفاعی او به طور قابل قبولی همه را شگفتزده کرد.
the delays were excusably caused by the weather conditions.
تاخیرها به طور قابل قبولی به دلیل شرایط آب و هوایی رخ داده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید