pardonably

[ایالات متحده]/ˈpɑː.dən.ə.bli/
[بریتانیا]/ˈpɑːr.dən.ə.bli/

ترجمه

adv. به روشی که می‌توان بخشید؛ به روشی که می‌توان توجیه کرد

عبارات و ترکیب‌ها

pardonably so

تا حدودی قابل بخشش

pardonably late

تا حدودی دیر رسیدن قابل بخشش

pardonably human

تا حدودی قابل بخشش بودن انسان

pardonably naive

تا حدودی ساده‌لوح بودن قابل بخشش

pardonably forgetful

تا حدودی فراموشکار بودن قابل بخشش

pardonably weak

تا حدودی ضعیف بودن قابل بخشش

pardonably mistaken

تا حدودی اشتباه کردن قابل بخشش

pardonably absent

تا حدودی غایب بودن قابل بخشش

pardonably flawed

تا حدودی نقص داشتن قابل بخشش

pardonably unprepared

تا حدودی آماده نبودن قابل بخشش

جملات نمونه

it is pardonably human to make mistakes.

انسان بودن و اشتباه کردن قابل بخشش است.

she was pardonably upset about the situation.

با توجه به شرایط، ناراحت بودنش قابل درک بود.

his reaction was pardonably emotional given the circumstances.

با توجه به شرایط، واکنش احساسی او قابل درک بود.

it is pardonably easy to overlook small details.

نادیده گرفتن جزئیات کوچک به راحتی قابل بخشش است.

they were pardonably late to the meeting.

تاخیرشان در جلسه قابل درک بود.

her pardonably nervous demeanor showed she cared.

رفتار عصبی‌اش نشان داد که اهمیت می‌دهد.

it was pardonably difficult to concentrate with all the noise.

با تمام این سر و صدا، تمرکز کردن به سختی قابل بخشش بود.

his pardonably defensive attitude was expected after the criticism.

بعد از انتقاد، داشتن چنین رفتاری دفاعی قابل پیش‌بینی بود.

she was pardonably confused by the complex instructions.

با توجه به دستورالعمل‌های پیچیده، گیج بودنش قابل درک بود.

it’s pardonably frustrating to deal with such delays.

با توجه به این تاخیرها، مقابله با آن‌ها به سختی قابل بخشش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید