exhibit

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɪbɪt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɪbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نشان دادن; نمایش دادن; ارائه دادن (شواهد، و غیره)
n. نمایش; شواهد; نمایشگاه
vi. در معرض نمایش بودن; نمایشگاهی برپا کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

art exhibit

نمایشگاه هنری

museum exhibit

نمایشگاه موزه

photography exhibit

نمایشگاه عکس

temporary exhibit

نمایشگاه موقت

interactive exhibit

نمایشگاه تعاملی

traveling exhibit

نمایشگاه سیار

on exhibit

در نمایشگاه

جملات نمونه

the exhibit was flown airfreight.

نمایش از طریق بار هوایی ارسال شد.

view an exhibit of etchings.

نمایشی از гравюрها را ببینید.

exhibit calmness and alertness

نشان دادن آرامش و هوشیاری

he could exhibit a saint-like submissiveness.

او می‌توانست اطمینان و فروتنی شبیه به یک قدیس را نشان دهد.

exhibits include European and Eastern needlework.

نمایشگاه‌ها شامل سوزن‌دوزی اروپایی و شرقی است.

museum exhibits; museum tours.

نمایش‌های موزه؛ تورهای موزه.

exhibit enough stamina to master English

استقامت کافی برای تسلط بر زبان انگلیسی را نشان دهید.

relating to or exhibiting actinism.

مرتبط با یا نشان دادن نور فعال.

He exhibited great courage.

او شجاعت زیادی نشان داد.

exhibited pleasure by smiling.

با لبخند شادی نشان داد.

young musicians eager to exhibit their talent; a plant that exhibits dimorphism.

موسیقیدانان جوان مشتاق برای نشان دادن استعداد خود؛ گیاهی که دارای دیمورفیسم است.

only one sculpture was exhibited in the artist's lifetime.

فقط یک مجسمه در طول عمر هنرمند به نمایش درآمد.

she was invited to exhibit at several French museums.

او برای نمایش در چندین موزه فرانسوی دعوت شد.

quartz grains can exhibit zonation and rounding.

ذرات کوارتز می‌توانند دارای زوناسیون و گردی باشند.

The synthesized sample exhibits apparent superparamagnetism.

نمونه سنتز شده دارای ابرپارامغناطیس ظاهری است.

exhibited strong cohesion in the family unit.

نشان دهنده انسجام قوی در واحد خانواده بود.

Next week those goods will exhibit in that shop.

هفته آینده آن کالاها در آن مغازه به نمایش گذاشته خواهند شد.

The paintings are exhibited in chronological sequence.

تابلوها به ترتیب زمانی به نمایش گذاشته می‌شوند.

rolled up his sleeve to exhibit the scar.

آستین خود را بالا زد تا جای زخم را نشان دهد.

نمونه‌های واقعی

The results will be exhibited in the community centre.

نتایج در مرکز اجتماع به نمایش گذاشته خواهند شد.

منبع: IELTS Listening Actual Test 15

I love their exhibit on Indigenous fashion.

من عاشق نمایش آنها در مورد مد بومی هستم.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

They report liking the exhibits more, too.

آنها گزارش می دهند که بیشتر از قبل از نمایش ها خوششان می آید.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

Unfortunately, the brilliance that Bathilda exhibited earlier in her life has now dimmed.

متاسفانه، درخششی که باتیلدا قبلاً در زندگی خود نشان داده بود اکنون کم شده است.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

We'll get in and clean the exhibits and that's not such a pretty mermaid task.

ما وارد شده و نمایشگاه ها را تمیز خواهیم کرد و این یک کار پری دریایی زیبا نیست.

منبع: Western cultural atmosphere

Did they have an exhibit on space junk?

آیا آنها یک نمایشگاه در مورد زباله های فضایی داشتند؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Well, you're going love the exhibit tonight.

خب، شما امشب عاشق نمایشگاه خواهید بود.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

This is an exhibit in an art museum in Wisconsin.

این یک نمایشگاه در یک موزه هنری در ویسکانسین است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

" Do not touch the exhibits. Some of them are dangerous" .

به نمایشگاه ها دست نزنید. برخی از آنها خطرناک هستند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Aquarium officials opened a sea dragon exhibit earlier this month.

مسئولان آکواریوم در اوایل این ماه یک نمایشگاه اژدهای دریایی افتتاح کردند.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید